جستجو

 
معرکه‌گیری سودجویان عوام‌فریب در امنیت کامل در مازندران
 
 
 

جمعه بعدازظهر داشتم از سطح شهر عبور می‌کردم که دیدم عده‌ای یک‎جا جمع‌اند، کنجکاو شدم رفتم جلو تا ببینم چه خبر است؟ مرد جوانی وسط میدان ایستاده بود و با زنجیری که در دستانش بود ادعا می‌کرد که این زنجیرهایی را که به دور بازوانش می‌بندد را پاره می‌کند، قبلاً راجع به این جور معرکه‌ها شنیده بودم، اعتقادی به این موضوع نداشتم اما این بار ایستادم و تمام صحنه‌های ماجرا را مشاهده کردم.
نکته قابل توجه کودکان و نوجوانانی بودند که با ذوق و هیجان این صحنه‌ها را تماشا می‌کردند، پدری فرزندش را صدا می‌زد: «بیا برویم» اما کودک همچنان اصرار داشت بماند و پاره کردن زنجیر مرد و مارهای داخل جعبه را ببیند.
مرد جوان در حالی که زنجیر دور بازوانش بود چند دور، دور میدان چرخید و با سعی و تلاش فراوان سعی می‌کرد زنجیر را پاره کند اما نمی‌شد، در اینجا ماجرا طور دیگری آغاز شد ناگهان پرچم حضرت ابوالفضل(ع) را وسط میدان آوردند، مرد جوان مدعی شد که به مدد حضرت ابوالفضل(ع) زنجیر را از دور بازوانش باز می‌کند و بعد خم شد و چندبار پرچم را بوسید.
در حالی که بر اثر فشارهای زیادی که بر او وارد شد، صورت و بازوانش کبود بود، همچنان اسم ائمه (ع) را صدا می‌زد که ناگهان دوستانش آمدند و دورش را گرفتند و زنجیر را چرخاندند که مثلاً دستش آسیب نبیند.
دوباره شروع کرد به زور زدن که لحظه‌ای بعد، زنجیر باز شد، مردمی که در اطراف ایستاده بودند، شروع به پول گذاشتن روی پرچم‌ کردند، این مرد جوان مدعی بود خیلی‌ها در اینگونه معرکه‌ها شفا گرفتند.
در آخر معرکه هم مارهای عظیم‌الجثه خود را از جعبه‌ها بیرون آورد البته تا بخواهد مارها را بیرون بیاورد باز هم مردم را سرکیسه کرد.
نکته‌ای که قابل تأمل بوده این است که این آدم با اظهار اینکه اینطوری کسب حلال می‌کند، مواد مخدر توزیع نمی‌کند، کار خلاف انجام نمی‌دهد، روزی حلال می‌خورد و از ائمه (ع) استمداد می‌جوید، اذهان عمومی را به سمت خود معطوف کرد.
بلند بلند می‎گفت «اگر اولاد نداری، اگر مریضی، اگر مستأجری، اگر مشکل داری در همین معرکه نیت کن و حاجت بگیر!» از این دست شعبده‌بازی‌ها از قدیم وجود داشته ولی اینکه اینطوری با نام ائمه (ع) مردم دورش جمع شوند و با اعتقادات و احساسات مردم بازی شودف اصلاً مورد قبول نیست.
خود را مقدس جلوه می‌دهند و اینکه حضرت ابوالفضل(ع) به کمک‎شان می‌آید و زنجیر را برای‎شان باز می‌کند، مدعی می‌شوند که انسان‎های زیادی در این گونه مجالس شفا گرفتند، این چیزی است که عقل سلیم باور نمی‌کند ولی همچنان عده زیادی دورش را گرفته بودند و بعضی‌ها هم حتی منقلب شده و گریه می‌کردند.
نوجوانانی که آنجا بودند چه بسا آن آدم‎ها را الگوی خود قرار می‌دهند و در آینده به جای اینکه دنبال ورزش پهلوانی و قهرمانی بروند، اینگونه که مشتاقانه به این مرد نگاه می‌کردند، چه بسا که راه و روش این آدم را در پیش بگیرند.
جا دارد مسئولان انتظامی و قضایی شهر با برخوردی جدی اجازه اجرای چنین معرکه‌هایی از سوی چنین افراد سودجویی که با احساسات مردم بازی می‌کنند را ندهند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی