جستجو

گزارش میدانی خبر شمال از خطری که فراتر از حد تصور است 
 
زنی کــه نیستم
 
 
 

* اول
راسته‌ی بازار رجایی ساری را می‌گیرم و به پیش می‌روم. حتی سوز عصرگاهی انتهای پاییز 1396 هم نتوانسته خیل جمعیت مشتاق خرید کردن و بازارگردی را مجاب به ماندن در خانه کند. جمعیتی که اغلبشان را زنان و دختران تشکیل می‌دهد. در بین راه مادری توجهم را جلب می‌کند، دختر خردسالش چندین گام عقب‌تر از او تقریبا در حال دویدن است. مادر، چندین کیسه‌ی خرید در دستش است و همزمان اصرار عجیبی دارد که با گوشی تلفن همراهش، احتمالا آخرین پیام‌ها و کامنت‌هایش را چک کند. وضعیت مضحک و البته متاثر کننده‌ای است. ترغیب می‌شوم که به طور نامحسوس این مادر و دخترکش را تعقیب کنم! وارد بازار کفش‌فروش‌ها می‌شویم. ازدحام جمعیت به چشم می‌آید. دختر خردسال، با بغض چیزهای نامفهومی می‌گوید. سردش شده و شاید دلش پفک می‌خواهد. مادر اما همچنان که در حال ور رفتن با گوشی است، چند لحظه یکبار اصواتی را منتشر می‌کند با این مضمون؛ «صبر کن، الان میریم خونه»، جملاتی از سر رفع تکلیف. با خودم فکر می‌کنم که مادر بودن فراتر از زن بودن و خیلی سخت‌تر است... .

* دوم
خانم مقصودی، که کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی و دانشجوی دکتری است، می‌گوید: «بسیاری از دختران ما؛ به‌خصوص دختران دهه‌ی شصت و پنجاه که امروز ازدواج کرده‌اند و مادر شده‌اند، درک درستی از زن بودن ندارند». او بر اساس تحقیقی که از یک جامعه‌ی آماری متوسط انجام داده است، ادامه می‌دهد: «تمایلات احساسی و جنسی، حس جلب توجه، کمبودهای مالی و عاطفی و حتی الگوی سنتی حاکم بر روابط خانوادگی، از دلایل مهم برای ازدواج‌های سطحی و بدون تعقل و منطق بوده است که نتیجه‌اش تولد بدون پشتوانه‌ی فرزندان، تربیت نادرست آنها و ایجاد تنش‌های خانوادگی و اجتماعی است که امروز به وفور شاهد آنها هستیم». این متخصص و مشاور امور خانواده، داشتن آگاهی از ویژگی‌های متفاوت زنان، درک درست دوره‌ی گذار از مرحله‌ی نوجوانی و جوانی دختران به بلوغ و زن بودن و آموزش صحیح را از مهم‌ترین عوامل جهت قوام زنانگی و مادر بودن برمی‌شمرد و اضافه می‌کند: «متاسفانه در جامعه‌ی مدرن امروز، شاهدیم که یأس، نرسیدن به نقطه‌ی مطلوب در زندگی مشترک بر اثر ازدواج‌های بدون پشتوانه‌ی صحیح و حضور بی‌قاعده‌ و بیش از اندازه‌ی فضای مجازی در زندگی زنان و مادران، به تدریج آنها را از ویژگی‌های مادرانگی و زنانگی‌شان دور کرده است و به نظر می‌رسد، مسئولان و متخصصان حوزه‌ی خانواده باید هشدارها را جدی بگیرند و تا دیرتر نشده، راهکاری عملی و نه فقط در حد شعار، برای جلوگیری از آسیب‌های فراوان این مسئله که قطعا بر نسل‌های بعدی ما اثر نامطلوب خواهد گذاشت، بیاندیشند»... .


* سوم
قیاس مع‌الفارق است اما دلم نمی‌آید به آن اشاره نکنم. مادران ما دهه‌ی پنجاه و شصتی‌ها و مادربزرگ‌هایمان، زنان و مادران صبر و بردباری و عشق بودند. زنان و مادران اهل پخت نان‌های خانگی و کلوچه و کرسی. زنانی که اینترنت و گوشی اندروید نداشتند ولی آگاهی عمیقشان از خانه و خانواده و تربیت درست و وفاداری و همسرداری، زبانزد خاص و عام بود و است. اینکه ما نتیجه‌ی تربیت درست آنهاییم اما در میان ما هم نابه‌هنجاری دیده می‌شود، نگرانم می‌کند. نگرانم که بر سر نسل بعدی و نسل‌های بعدی چه خواهد آمد. دختران و پسران خردسالی که پشت سر پدران و مادران بی‌تجربه‌شان، در بازار راه می‌روند. اینها گناه دارند، بعضی‌هاشان خیلی گناه دارند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی