جستجو

تحلیل خبرشمال از درهای بسته‌ی انتصابات دولت در مازندران برروی نخبگان 
 
مدیران تکراری در حالت «استند‌بای»
 
 
 

خبرشمال/
در تمام دنیا راه پیشرفت در غالب ادارات دولتی و شرکت‌های خصوصی باز است به این معنا که هرکس صادقانه در مسیر وظایف سازمانی، تلاش آگاهانه داشته باشد و اندکی خلاقیت را چاشنی کارش نماید بی‌تردید پیشرفت می‌کند و پنج‌سال نخست خدمت او با سال‌های بعدی سوابقش، متفاوت است. مسیر پیشرفت و جایزه تلاش صادقانه برای هرکسی، در دسترس و سهل‌الوصول است. ایجاد چنین فضایی چند نتیجه در پی دارد: نخست اینکه روحیه و انرژی لازم را به تمام کارکنان جوان و نیروهای جدید تزریق می‌کند، چون با چشمان خود می‌بینند تلاش آگاهانه و فعالیت صادقانه به‌عنوان تنها مجوز پیمودن مدارج کمال، توسط سایرین به‌ویژه مدیران ارشد سازمان رصد می‌شود و هرفردی، با رعایت این دو فاکتور، با میل و اراده خود، به کرسی‌های بالاتر پای می‌گذارد و خبری از فاکتورهایی چون "ژن برتر" و هوش کذایی و ادعاهای فضایی نیست.
دوم اینکه این قاعده به‌عنوان سنتی سازنده و منطقی پسندیده درمیان کارکنان و مدیران سازمان و حتی در ساحت جامعه به‌عنوان یک فرهنگ جا‌ باز می‌کند و مدیران ارشد و مسئولان باسابقه نیز این زنگ خطر را پشت گوش خود فعال نگه می‌دارند که تکیه زدن ایشان به کرسی مدیریتی، مادام‌العمر نیست و کسی با آنان عهد اخوت نبسته که در صورت بی‌عملی، کوتاهی کردن در انجام وظیفه و یا ارتکاب بی‌قانونی و سوء استفاده، آنان‌ را عزل نکند.
سوم اینکه همواره جریانی مستمر از یک رقابت سالم بین عوامل انسانی سازمان، نیروهای متخصص و کارشناسان در حرکت است که در نهایت موجب انجام وظیفه تک تک عوامل انسانی سازمان از کارمندان دون‌پایه تا نیروهای متخصص و مدیران میانی و مسئولان ارشد، تحقق خلاقیت‌های افراد، رشد و شکوفایی سازمان و در نهایت توسعه شهر و استان می‌شود.
و در نهایت اینکه انجام درست وظیفه، به تمام افراد و کارکنان نوعی احساس مفید بودن و به تبع آن، رضایتمندی و خوشنودی از خویشتن می‌دهد و این احساس مانند رایحه خوش، به اعضای خانواده، همسر و فرزندان این کارکنان نیز منتقل می‌شود و در یک گستره‌ی وسیع، اکثریت قابل توجهی از جامعه را در بر می‌گیرد و موجبات افزایش نشاط اجتماعی را فراهم می‌سازد. در چنین جامعه‌ای، نرخ آسیب‌های روانی و انحرافات کاهش یافته، احساس غرور ملی افزایش می‌یابد چون طیف وسیعی از افراد باواسطه یا بی‌واسطه خود را در عمران و آبادانی کشور سهیم می‌بینند.
با کمال تاسف باید گفت مازندران و در برخی موارد، کشور ما در نقطه مقابل اعمال چنین شیوه مدیریتی قرار دارد. در جامعه‌ی ما، عده‌ای با رانت، وابستگی‌های سیاسی و باندی و به واسطه خویشاوندسالاری درحالی‌که هیچ سابقه روشن و دلیل موجهی ندارند، به کرسی‌های مدیریتی وصل می‌شوند، وصلی که هجرانی ندارد. سال‌ها در صدر می‌نشینند و قدر می‌بینند بی‌آنکه شایستگی کرسی‌هایی دون‌پایه‌تر از آن را نیز داشته باشند. اما هرگز عزل نمی‌شوند و در نهایت نیز طلبکار مردم هستند که ما صاحب " ژن برتر " بودیم و از مردم توقع تعظیم و تکریم دارند که در کشور ماندند و به خدمات بی‌حدوحساب به این مردم ادامه دادند.
اما شاید خواننده محترم و یا استاندار ارج‌دار مازندران به این تحلیل خرده بگیرد و از نگارنده این سطور بپرسد از کجا معلوم شیوه‌ی مدیریت من از گونه اول نباشد؟ مدرک، علامت و نشانه‌ای که ذهن ما را به این نقطه، رهنمون شد که مدیریت ارشد مازندران را متهم کنیم به اینکه سبک ویرانگر دوم را برگزید چیست؟
در پاسخ به این اشکال، به دلیل واضحی اشاره می‌کنم که این روزها در جریان است و اگر استمرار یابد آخرین امیدها را برای توسعه مازندران برباد می‌دهد. حدود سه ماه از آغاز به کار مهندس محمد اسلامی به‌عنوان استاندار مازندران سپری شد. وی در این سه ماهه، اوضاع مدیریتی استان را رصد کرد و درنهایت تصمیم خود به تغییر مدیریت را کلید زد اما در میان تعجب و حیرت تمام فعالان سیاسی و نخبگان استان، شروع کرد به جابه‌جایی مهره‌ها و مدیران. خلاصه، چکیده و عصاره عزل و نصب‌های استاندار مازندران را به شکل زیر می‌توان توضیح داد و یا در نقشه‌ای رسم کرد:
" چندی پیش معاون یکی از ادارات کل استانداری، مدیرکل همان اداره شد و مدیرکل اسبق یک اداره کل دیگر، دوباره به اتاق کار اسبق خود برگشت. روز قبل فرماندار چالوس به نور، فرماندار فریدونکنار به سوادکوه و فرماندار نور گوش‌به‌فرمان روی انگشتان دوپا، در نوبت برای یک اداره یا جایی "stand by" در انتظار فرمان حکیمانه استاندار ‌ماند. احتمالا در روزهای آتی و با احکام استاندار، فرماندار بهشهر به گلوگاه می‌رود و فرماندار گلوگاه به اداره‌ی صنعت، معدن تجارت سلمان‌شهر، رئیس این اداره هم در راس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نکا قرار می‌گیرد و الخ......(یعنی الی آخر)".
اگر به این عزل و نصب‌ها نگاهی دقیق‌تر بیندازیم خواهیم دید آنچه در شرف وقوع است نه عزل و نصب که تنها جابه‌جایی است. این جابه‌جایی‌ها هم تاریخی است و هم جغرافیایی! به این معنا که برخی از مدیران سابق، به گردونه مدیریت فراخوانده می‌شوند(تاریخی) و برخی دیگر نیز تنها جغرافیا و حوزه زمینی مدیریت شان تغییر می‌کند. معنا و مفهوم شفاف و صادقانه این اقدام استاندار این است که ایشان قصدی برای تزریق نخبگان به لیست مدیران مازندران ندارد و راه به کرسی مدیریت همچنان، مسدود است و هیچ فرد جدیدی _ حتی اگر لایق و شایسته باشد_ ، اجازه ورود به این چرخه را ندارد.
معنای عمیق‌تر این اقدام استاندار و تیم دو سه نفره مشاوران ایشان این است که در هیچ‌کدام از دستگاه‌ها و ادارات اجرایی شهری و استانی، نخبه و مدیر وجود نداشت و مهندس اسلامی ناچار شد به همین مدیران اکتفا کند. تنها نکته‌ای که گویا از درک ما خارج است این است که وقتی قرار است هیچ مدیری از کرسی مدیریت به زیر کشیده نشود، چه دلیلی وجود دارد که این مدیران جابه‌جا شوند؟
نکته پایانی اینکه استاندار مازندران در ادارات و دستگاه‌های دولتی، نخبگانی جدید و مدیرانی بالقوه، پیدا نمی‌کند و مدیریت‌ها را به همان افراد با حداقل تغییر می‌سپارد، درحالی‌که که به شهادت آمار، یکی از صادرات مازندران به سایر استان‌ها در دو دهه اخیر "نخبگان مدیریتی" برای کرسی مدیرکلی و مدیریت‌های میانی بود. افزون برآن محمد اسلامی در روزهای نخست حضور خود در مازندران گفته بود: نارضایتی دولت از روند کارها، عامل تغییر استاندار سابق مازندران بود. ازطرف دیگر روند امور در مازندران، مورد پسند هیچ کس حتی خود مهندس اسلامی نبوده و نیست. در چنین شرایطی اکتفا کردن به مدیران سابق و مشارکت ندادن سایر سرمایه‌های انسانی و نخبگان در چرخه مدیریت، خود نشان از سوء مدیریتی عظیم دارد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی