جستجو

خبرشمال از ضرورت جایگزینی مهر به جای قهر در فرصت بهار گزارش می‌دهد 
 
رنج کینه‌ها گنج سینه‌ها
 
 
 

خبرشمال /
در این لحظه لحظه‌هایی که بهار عطر دلاویزش را به نسیم می‌بخشد تا آن را به فراسوی زمین ببرد، در این روزهایی که نفس زمین برای تجربه یک سال تازه در سینه حبس شده است، در این ثانیه‌ها و دقیقه‌های قیمتی اسفندماه، روی صحبتم با شماست.
شما که هنوز هم میان خداحافظی و سلام، رفتن و ماندن، مردد مانده‌اید. دوراهی خداحافظی از سال کهنه و ماندن در آن یا سلام به سال جدید و رفتن و بال‌گشودن به سوی آن. با شما که خانه‌هایتان را تکانده‌اید، اما خانه‌های دلتان را نه! با شما که می‌خواهید با خانه‌هایی رنگین اما دل‌هایی سنگین به استقبال از بهار بروید، اما افسوس که نمی‌دانید بهار از پنجره‌ خانه‌ها وارد نمی‌شود بلکه از در آشتی با قلب‌ها وارد می‌شود و بنابراین بوی بهار را تنها افرادی استشمام می‌کنند که سبکبال باشند و به عبارت ساده‌تر سبک سفر می‌کنند نه آنها که برای هر سفری وسایل و لوازم ضروری و غیر ضروری را با خود به همراه می‌برند و هیچ‌گاه هم از تحمل این‌همه بار اضافه بر دوش نمی‌نالند!
به‌طورکلی آنها که سبک سفر می‌کنند بیش از دیگران لذت سفر را درک می‌کنند اما آنها که ترجیح می‌دهند با آت و آشغال‌های بی‌مصرفی که شاید هیچ‌گاه در طول سفر به دردشان نخورد به مسافرت بروند از مسافرت تنها رنج بار بر دوش بودنش نصیب‌شان می‌شود و نه هیچ چیز دیگری...
هنوز هم هستند کسانی‌که در زمان دیدار با بهار، کینه‌ها و عداوت‌ها را در دل شان نو به نو کرده و به جای ریختن آنها در زباله‌دان تاریخ، هر بار و هر سال گَردی از سر آن‌ها برداشته و دوباره در جای سابق خود می‌گذارند، انگار نه انگار که بهار فصل رویش و زایش افکار نو و تازه است و اینان که خود را به هر دری می‌زنند تا کینه‌ها در سینه‌هاشان رنگ نبازد هرگز از مستقبلین بهار نبوده و نیستند زیرا بهار با سیه‌دلی هیچ مناسبتی ندارد و بهار تنها درِ باغ سبزش را به روی کسانی می‌گشاید که رَخت و رُخ قلب‌شان را قبل از رخت و ریخت‌شان پاک و تمیز می‌کنند.

اما هرچه بهار از این آدم‌‎ها و قلب‌هایشان دور است، در عوض با دسته‌ای دیگر بسیار جور است. آنقدر جور که حتی فرصت نمی‌دهد آنها سلام اول را بدهند بلکه این بهار است که مشتاقانه و صمیمانه، گرم‌ترین سلام‌ها را نثارشان می‌کند و با دستان نوازشگر نسیمش راهی برای ورود به قلب‌های پاک‌شان می‌یابد.
اینان کسانی هستند که بهار، با کمال میل و مسرّت خود، به استقبال‌شان می‌شتابد و خود را در آغوش آنها پناه می‌دهد.
اینان کسانی هستند که به واقع قبل از آمدن بهار و قبل از آنکه خانه‌تکانی کنند، ابتدا گرد و خاک یک سال اندوه، کینه و دشمنی را با دستمالی سپید و زیبا از جنس گذشت، بخشش و نیکی از دل‌های خود زدوده و سیاهی‌های آن را شسته و آب پاکی را به روی دست زنگارهای دل ریخته و آنها را با پوششی از طلای مهربانی آذین بسته و سپس فکری به حال پاکی و نظافت خانه و خرید لباس‌های نو کردند.
بهار، دوست مهربانان و رفیق بخشندگان است. بهار جلوه‌گاه زیبایی از تجلیات خداگونه زمین است که وقتی از راه می‌رسد، تمام اجزاء زمین دست به دعا و ثنا برمی‌دارند که بار دیگر توفیق دیدار این‌همه زیبایی برایشان میسّر گشته است.
شاید در یکی از همین روزهای زیبای انتظار بهار بود که مولانای ایران زمین، شروع به سرودن این غزل از دیوان شمس کرد که با این مطلع زیبا آغاز می‌شود
حيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
و اما مولانا در بیت سوم این غزل زیبا می‌گوید:
رو سينه را چون سينه‌ها هفت آب شو از کينه‌ها
وآنگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو
مولوی در این بیت از مخاطبان شعر خود می‌خواهد که بروند و سینه‌هایشان را همچون سینه پاک و صاف عاشقان با هفت آب (عدد هفت در اسلام عدد مقدسی است) بشویند و آنگاه ظرف وجودی قلب‌شان را مالامال از شراب هوشیار عشق سازند.
مولوی، آگاهانه، عالمانه و شاعرانه از همه انسان‌های روی زمین خواسته است تا با دفع کینه‌ها از سینه‌ها راه را برای ورود عشقی پاک، صاف و زلال به قلب‌هایشان بازگشایند و خود را در معرض انوار قدسی آن قرار دهند.
کاش ما نیز به بهانه ورود به سالی نو و آغازی دوباره، فرصت بهار را مغتنم شمرده و با تأسی به مولانا و اقتدا به امام خوبی‌ها، امام حسين عليه‌السلام که فرمود:
إنَّ شيعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن كُلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ
«بى‌گمان، شيعيان ما دل‌هايشان از هر خيانت، كينه و فريبكارى پاك است»، با قلبی مالامال از عشق و شعر و شعور و ضمیری مهرجو و بهارپرور به بهار سلامی دوباره کنیم.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی