جستجو

نگاه «خبرشمال» به افتتاح خانه هنرمندان ساری
 
«رونق» اگر نیست
 امیدواریم «صفا» باشد!
 
 
 

/هومن حکیمی


پرداختن به «خانه هنرمندان ساری» از آن سوژه‌هایی‌ست که کار منتقد و نویسنده را دشوار می‌کند چون از نظر نگارنده، هر اتفاقی که باعث رونق حوزه فرهنگ و هنر شود، مبارک است؛ ضمن اینکه می‌بایست به هر رویداد تازه‌ای، فرصت کافی داد تا به قول معروف پخته شود و به قضاوت عجولانه، آلوده نشد. اما از منظری دیگر، یکی از مواردی که در تحلیل‌‌ها باید مورد توجه قرار بگیرد، بررسی اتفاقات مشابه گذشته و رجوع به تجارب است و خب با این نگاه، افتتاح خانه هنرمندان ساری، شبیه بیشمار مواردی‌ست که در نهایت منجر به نتایج قابل دفاعی نشدند.
خانه هنرمندان ساری خودش را یک  NGO می‌داند؛ یعنی نهادی مستقل از حاکمیت و دولت جهت تحقق اهداف صنفی و حمایت از اقشار هنری. تا اینجایش خیلی هم خوب است اما با نگاهی مختصر به عمر سازمان‌های مردم‌نهاد در کشورمان و اصولا، پا گرفتن گفتمان دموکراسی در ایران و بررسی عملکرد نهادهایی مشابه خانه هنرمندان، دورنمای جالبی به چشم نمی‌خورد. آن هم در حوزه آشفته‌ای به نام فرهنگ و هنر و آن هم در مازندرانی که در آشفتگی و اختلاف نظر و تشتت آرا، ید طولایی دارد. اشتباه نشود؛ منظور به هیچ وجه این نیست که تشکل‌های صنفی و NGO ها نباید فعال باشند که اتفاقا فعالیت درست و هدفمند آنها، عین آزادی‌خواهی و تجدد و مثبت‌نگری و توسعه است اما وقتی به مراسم افتتاحیه خانه هنرمندان ساری نگاه می‌کنم که مجری خوش‌صدا و باتجربه مراسم و همین‌طور مدیرعامل این خانه، بارها از استاندار مازندران به سبب حضور در این مراسم و حمایت از هنرمندان، تشکر می‌کنند (که البته جای تقدیر هم دارد اما به شکلی دیگر) و از حمایت‌های یکی از نمایندگان ساری در مجلس شورای اسلامی  در شکل‌گیری خانه هنرمندان نیز تقدیر می‌شود و با کمی پیگیری ژورنالیستی، ساز و کار این تشکرها و افرادی که نام برده شد، بوی انتخاباتی هم می‌پراکند، آن‌گاه، آن وجه منتقدانه من بیدار می‌شود و پالس‌های خاکستری می‌فرستد.
اینجا سوال مهمی هم با ذکر یک یادآوری مطرح می‌شود؛ مازندران و ساری، روزهایی را به خاطر دارد که انجمن‌های هنری و فرهنگی فعال بودند. انجمن‌های شعر و داستان، انجمن‌های نمایشی و غیره، مملو بودند از شور و حضور و فعالیت‌های مثبت و تحرک که نتیجه‌اش در یک بازه زمانی کوتاه، تبدیل به نشاط و پویایی در بدنه کلی فرهنگ و هنر مازندران و ساری شد که خروجی‌شان، رونق بود و حال خوش. این انجمن‌ها اما به مرور به دلایل مختلف که پرداختن به آنها در این مجال، ممکن نیست، به انفعال و خاموشی رسیدند و بعد از آن، هیچ اراده‌ای جهت فعالیت مجددشان جز در مقام وعده و حرف دیده نشد. در تمام این سال‌ها هم شاهد بودیم که بعضی‌ها از تشکیل صنف و انجمن و گفتمان‌سازی فرهنگی و غیره گفتند اما نشد. حتی کار به نشست‌های ماهیانه با مسئولین ارشد استان هم کشید اما باز هم به سرانجامی نرسید؛ جز بهره‌برداری‌های شخصی از این نشست‌ها. حالا سوال مهم این است که بزرگواران و مسئولانی که با جدیت به دنبال راه‌اندازی خانه هنرمندان ساری بودند، تا چه اندازه به این مواردی که به صورت مختصر اشاره شد، توجه کرده‌اند و چه برنامه‌ای دارند که این خانه، کاملا منطبق با اساس‌نامه سازمان‌های مردم‌نهاد رفتار کند و به دور از حواشی و روزمرگی‌ها و آسیب‌ها، پایدار بماند؟
البته شکی نیست که پاسخ بسیاری از این تردیدها و سوال‌ها، با گذشت زمان و بررسی عملکرد خانه هنرمندان مشخص خواهد شد اما یکی از اصلی‌ترین مواردی که می‌تواند به بقای این خانه کمک کند، پیشبینی عوامل آسیب و استفاده درست از تجارب گذشته است که امیدواریم رخ بدهد تا ما بالاخره در مرکز استان مازندران، شاهد باشیم که هنرمندان خوش‌فکرمان صاحب خانه‌ای واقعی بشوند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی