جستجو

می‌خواهید در آینده چکاره بشوید؟
 
می‌خواهم انسان موفقی باشم
 
 
 

خبرشمال / مائده مطهری‌زاده


دو روز پیش، مانور بازگشایی مدارس برگزار شد تا دانش‌آموزان، خود را برای یک شروع تازه آماده کنند و البته والدینی که برای هرچه بیشتر و بهتر درس خواندن فرزندان دلبندشان نگرانند! فرزندانی که از نگاه اولیاء‌شان، پزشکان، مهندسان، پلیس‌ها و وکلای بالقوه‌ای هستند که باید هرچه سریع‌تر و بهتر به فعلیت برسند!
یادش بخیر. آن روزها که هنوز به مدرسه نرفته بودیم، در جواب این سوال که :«دوست دارید در آینده چه کاره بشوید؟!» اگر دختر بودیم، اغلب می‌گفتیم دوست دارم معلم شوم یا پزشک و دندانپزشک و اگر هم پسر بودیم که بیشتر یا از خلبانی نام می‌بردیم یا مهندسی! اما بعدها که وارد مدرسه شدیم و سال‌های تحصیلی را یکی پس از دیگری طی کردیم، متوجه شدیم، قرار نیست همه پزشک و دندانپزشک یا پلیس و خلبان شویم. چون دانستیم، جامعه علاوه بر اینها، به مشاغل مهم دیگری نیز احتیاج دارد.
اما عجیب بود که بزرگترها و اغلب، والدین‌مان، همچنان تاکید داشتند که ما یا دکتر شویم و یا مهندس و به چیزی کمتر از اینها هم راضی نبودند!
به نظر می‌رسد، ایراد نه از ماست و نه از والدین‌مان! مشکل اصلی از نهاد تعلیم و تربیت است که شبیه کامپیوتری مملو از صفر و یک عمل می‌کند که اگر خروجی آن، چیزی غیر از دکتر و مهندس و وکیل باشد، یا باید از مدرسه و معلم بابت کم‌کاری شاکی بشویم و یا دانش‌آموز را بابت درس نخواندن، مستحق سرزنش و ملامت بدانیم و حال آنکه پروردگار من و شما همان‌طور که در آیه 99 سوره یونس، خطاب به پیامبر عظیم‌الشأن اسلام آورده است:« اگر خدای تو (در مشیّت ازلی) می‌خواست اهل زمین، همه یک‌سره ایمان می‌آوردند، آیا تو می‌خواهی تا به جبر و اکراه همه را مؤمن و خداپرست گردانی؟!» می‌توانست ذهن همه افراد را مستعد برای یادگیری چند مهارت و دانش خاص بیافریند و این در حالی‌ست که خداوند هیچکس را در هیچ بعد زمانی و مکانی، شبیه فرد دیگری قرار نداده است و انسان‌ها چه به لحاظ جسمانی و چه به لحاظ روانی، با یکدیگر تفاوت‌های عمده‌ای دارند و ما نیز تنها با شناخت نسبت به توانایی‌های ذاتی‌مان می‌توانیم آینده بهتری را برای خود ترسیم کنیم.
شاید اگر مدارس ما، به جای کارخانه‌های تولید پزشک و مهندس، به کارگاه‌های استعدادیابی تبدیل می‌شدند که هر فردی در دوران تحصیلش، بر اساس توانمندی‌ها و استعدادها و علایقش، به دنبال بخت و آینده خویش می‌رفت، دیگر نه والدین دغدغه بیش از حد برای آینده فرزندان‌شان داشتند و نه دانش‌آموزان برای راضی نگهداشتن والدین و اطرافیان، متحمل فشارهای بسیار می‌شدند.
اصلا چه مشکلی ایجاد می‌شود اگر در مدارس ما و در طول دوران دوازده ساله تحصیلی، یک واحد موسیقی، یک واحد آشپزی، یک واحد تعمیر اتومبیل و لوازم خانگی، یک واحد پرستاری، یک واحد کارهای خدماتی، یک واحد باغبانی و کشاورزی و ... نیز در دل یادگیری این‌همه دودوتا و چهارتا و حفظ شعر و تاریخ و جغرافیا و شناخت بدن انسان گنجانده شود تا دانش‌آموزان علاوه بر آشنایی با سایر مشاغل جامعه، استعدادها و توانایی‌های خود را نیز در یادگیری آن مهارت‌ها، در طول دوران تحصیل بسنجند؟!
آیا راهی که تا به حال پیموده‌ایم را نباید به حساب این بگذاریم که در این جامعه همیشه ارزش کار یک تکنسین، تعمیرکار، آشپز، ورزشکار، آرایشگر، موسیقی‌دان، باغبان و نقاش موفق را که با علاقه و شناخت، دست به چنین انتخابی زده‌اند، از ارزش کار یک پزشک، مهندس، خلبان و پلیس موفق که شاید در مواردی بر اثر فشار جامعه به ناچار تصمیم به انتخاب این مشاغل گرفته‌ باشند، همواره پایین‌تر دانسته‌ایم؟!
آیا وقت آن نرسیده است که نهاد تعلیم و تربیت و افکار والدین و اذهان عمومی جامعه یک تکانی به خود داده و در پیچیدن نسخه موفقیت کمی انعطاف و لطافت به خرج دهند تا جامعه ما علاوه بر بهره‌مندی از افکار و ایده‌های یک پزشک، مهندس و وکیل موفق، از خلاقیت‌ها و ایده‌پردازی‌های یک آهنگساز، آشپز، نویسنده، نانوا و کارگر ماهر نیز بهره ببرد؟!
کاش روزی بر سر درِ تمامی مدارس کشور این بنر زیبا که شاهکار یک مدیر خلاق و خوش‌ذوق در کلکته هندوستان است، آویزان شود.
در این نامه که چند هفته مانده به آغاز امتحانات مدرسه، برای والدین فرستاده شده بود، آمده است:« درس فرزندان شما به زودی آغاز می‌شود و من می‌دانم شما چقدر اضطراب دارید که فرزندان‌تان بتوانند به خوبی از عهده امتحانات برآیند؛ اما لطفا در نظر داشته باشید که در بین دانش‌آموزان، یک هنرمند وجود دارد که نیازی به دانستن ریاضیات ندارد، یک کارآفرین که نیازی به درک عمیق تاریخ یا ادبیات انگلیسی ندارد، یک موزیسین که کسب نمرات بالا در شیمی برایش اهمیتی ندارد، یک ورزشکار که آمادگی بدنی و فیزیکی برایش بیش از درس فیزیک اهمیت دارد، بنابراین اگر فرزندتان، نمرات بالایی کسب کرد که عالی‌ست، اما در غیر این صورت، لطفا اعتماد به نفس و شخصیتش را از او نگیرید. به آنها بگویید که مشکلی نیست و آن، فقط یک امتحان بود و آنها برای انجام چیزهای بزرگتری در زندگی بدنیا آمده‌اند.
به آنها بگویید فارغ از هر نمره‌ای که کسب کنند، شما آنها را دوست خواهید داشت و آنها را قضاوت نخواهید کرد. لطفا این کار را انجام دهید تا ببینید چگونه فرزندتان جهان را فتح خواهد کرد. یک امتحان یا نمره پایین، نباید آرزوها، استعداد و اعتماد به نفس آنها را فدا کند و در پایان، فکر نکنید که دکترها و مهندسین تنها انسان‌های خوشحال و خوشبخت روی زمین هستند...
کاش یاد بگیریم که به کودکان‌مان از همین حالا که وارد مدرسه نشده‌اند، بیاموزیم هرگاه از آنها پرسیده شد، دوست دارید چکاره شوید؟! بگویند:«می‌خواهم انسان موفقی باشم.» فقط همین...!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی