جستجو

نگاه «خبرشمال» به «مسجد جامع» ساري؛
 
مسجدي از گذشته تا هنوز
 
 
 

هومن حكيمي/


اشاره: تقريبا هر شهروند ساروي و شايد شهروندان بسياري از سرتاسر مازندران، دست‌كم يكي دو خاطره از مسجد جامع مركز استان مازندران را در ذهنشان بايگاني كرده‌اند.

مسجدي در قلب بازار و مركز شهر ساري كه ميعادگاه اتفاقات بسياري بوده است. تلاقي نگاه مردم كوچه و بازار با روشنفكران و روحانيون و مراجع. يك آوردگاه اجتماعي و پايگاهي معنوي كه حتي گاه در روشنگري و بزنگاه‌هاي سياسي شهر و استان نقش هدايتگري داشته است.
به گواه تاريخ، مسجدجامع ساري، كهن‌ترين مسجد ديار علويان در سرزمين تبرستان است. اين مسجد جزو معدود مساجد تك‌ايواني
كشور است.
مسجدجامع ساري در دوره‌هاي مختلف به ويژه در زمان قاجار و پهلوي اول به كرّات مورد بازسازي و مرمّت قرار گرفته است. پيشينه تاريخي اين بنا، مطابق مستندات متون كهن به سده‌هاي اول اسلام باز مي‌گردد. با اين اوصاف، از اين‌كه اين بنا در دوران بني‌عباس بنيان گذاشته شده، اختلافي وجود ندارد اما در خصوص بنيان‌گذاران آن تفاوت نظر وجود دارد. عده‌اي پس از شكست اسپهبد خورشيد، ابوالخصيب و گروهي نيز يحيي‌بن‌يحيي را بنيان‌گذار اين بنا
مي دانند؛ اما در اين كه در سال 411ه.ق ساخته شده است، تقريباً متفق القولند.
اين بناي قديمي كه به‌نوعي يكي از مراكز هويتي مازندران هم به شمار مي‌آيد، حتي در مبحث گردشگرپذيري نيز نقش برجسته‌اي داشته است بنابراين وقتي آتش گرفت و تخريب شد، تنها يك مسجد نبود كه آتش گرفت.
روزي كه اين اتفاق رخ داد، همه اندوهگين شدند؛ از مسوول و مدير گرفته تا پزشك و مهندس و كاسب و ... . شهر را بوي غم و دود و آتش گرفته بود. مردم انگار يكي از بهترين عزيزانشان را در حال سوختن مشاهده كرده بودند  و هر كس به فراخور موقعيت و توانش دلش مي‌خواست مرهمي بر اين تن آتش‌گرفته بگذارد.
آتش اما وقتي عصباني مي‌شود، وقتي عجله دارد و هنگامي كه دور مي‌گيرد، بي‌رحم مي‌شود. بي‌رحم مي‌شود و يادش مي‌رود كه دارد چه بلايي بر سر هويت و فرهنگ و صندوقچه خاطرات يك شهر مي‌آورد.
بي‌رحمي آتش كه گريبانگير مسجد جامع ساري شد، گلدسته‌هاي زيباي آن و كبوترهايش و محوطه باشكوهش و... را زخمي كرد. ظاهر اين مسجد كهن با چهره‌هاي متاثر و به هم ريخته مردم شهر، همگن شد.
استانداري و شهرداري و اداره‌كل ميراث فرهنگي و غيره و غيره در كنار مردم آمدند. آتش را مهار كردند اما آنچه بيشتر اهميت داشت، مهار آسيب‌هاي روحي و رواني در كنار آسيب فيزيكي بود.
مسجد جامع، زخمي و سوخته اما باوقار، باقي مانده بود. باقي مانده بود چون هويت داشت و دارد و مردم و مسوولان ساروي و مازندراني ، عاشقش بودند و هستند.
آدم هم كه عاشق كسي يا چيزي مي‌شود، براي داشتنش و دوباره داشتنش و هميشه داشتنش، هر كاري مي‌كند. پس طبيعي‌ست كه شهرداري و شهردار ساري كه خودش خاطرات زيادي از مسجد جامع دارد، تمام تلاشش و منابعش و نيروهايش را صرف بازسازي آن كند. بنابراين رايزني‌ها و برنامه‌ريزي‌ها و بسيج نيروها شروع شد. نماينده محترم ولي فقيه، مراجع و روحانيون، استانداري، ميراث و... از همه مهم‌تر، مردم، خواستند و اين خواست، حالا پس از گذشت 9 ماه از اين واقعه ناگوار، دارد تبديل مي‌شود به جمله زيباي «دوباره مي‌سازمت».
مسجد جامع ساري با خواست و اراده و همت «ساري» دارد دوباره جان مي‌گيرد چرا كه قرار است همچنان، براي قرن‌ها و نسل‌هاي ديگر و آينده خاطره بسازد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی