جستجو

یادداشت «خبرشمال» در خصوص روز «خبرنگار»، ارزش «شفافیّت»
و ضرورت پرهیز از افتادن در ورطه «کارگریِ خبر»؛
 
وارث آب و خرد و روشنی!
 
 
 

محمدباقر محسنی/


درخصوص شغل «خبرنگاری» و جایگاه «رسانه» در استان مازندران، گیلان و گلستان سخن زیاد گفته‌اند و نوشته‌اند و یکی از تکراری‌ترین عبارت‌ها در این بخش «مطبوعات، رکن چهارم دموکراسی» است که تصور می‌کنم برخی مدیران که در جلسات تجلیل از اهالی رسانه، این عبارت را به‌کار می‌برند دقیقاً نمی‌دانند سه رکن دیگر دموکراسی چیست یا اساساً نمی‌دانند چگونه چنین «خبرنگارانی» می‌توانند رکن چهارم دموکراسی باشند.

برخی دیگر نیز سخن از «مدیاکراسی» یا «رسانه‌سالاری» می‌گویند و به‌درستی بر این باورند که در دنیای جدید، رسانه از چنان قدرتی برخوردار است که به‌سهولت می‌توان با کنارگذاشتن مرزهای اخلاقی و اعمال «هژمونی و سلطه رسانه‎ای»، یک دولت را ساقط کرد.
عده‌ای دیگر نیز رسانه را فرصتی برای «لابیگری» و فرصت‌طلبی و بستن قراردادهای پنهان مالی می‌دانند و به‌ویژه در رویدادهایی چون «انتخابات» به سود و درآمدهای «آلاف و اولوف» خواهند رسید. برخی جوانان نیز «خبرنگاری» را تنها راه فرار از بیکاری مطلق یافتند و به تعبیر «لسان الغیب» که فرمود: «ما در این در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم // از بد حادثه اینجا به پناه آمده‌ایم»، به سرزمین رسانه با درآمد حداقلی و حقوقی که «تورم فزاینده» به هیکل آن می‌خندد، پناهنده شدند و دسته آخر نیز افرادی هستند که از رسانه و خبرنگاری، به‌عنوان یک «معبر موقت» استفاده کردند و تنها چندصباحی در این «کریدور» در انتظار بودند و در نهایت نیز به یکی از ادارات و سازمان‌ها ازجمله شهرداری‌ها یا روابط عمومی دستگاه‌های اجرایی، «شوت» شدند و امروز خیالی آسوده‌تر نسبت به همکاران قبلی خود دارند.
اما از این لایه‌های آزاردهنده که بگذریم باور ما این است «خبرنگاری در ذات خود از مشاغل ارزشمند و ضروری در دنیای مدرن است» به گونه‌ای که نمی‌توان دنیای جدید را بدون رسانه و خبرنگار تصور کرد.
از اوائل قرن هفدهم میلادی که یک آلمانی، نخستین روزنامه را به ابتکار خود چاپ کرد تا اواسط قرن نوزدهم که «کاغذ اخبار» توسط میرزا صالح کازرونی در تهران چاپ شد تا دهه سوم قرن بیستم که دوران جولان صنعت چاپ و انتشار روزنامه بود، رسانه‌ها موفق شدند چنان تغییراتی بنیادین در جامعه ایجاد کنند که در دو دهه به پایان قرن بیستم، «مارشال مک لوهان» نظریه معروف «دهکده جهانی» را ارائه کرد، نظریه‌ای که دقیقاً براساس «کارکرد موثر رسانه و دورنمای جهانی رسانه‌محور» تدوین شد. مک لوهان در این نظریه، پیش‌بینی کرد که «رسانه‎ها مرزهای جغرافیایی را انکار کرده‌اند و دنیای سابقاً بزرگ را به یک دهکده تبدیل کردند که هر نوع اتفاقی در هر گوشه از دنیا، در کسری از ساعت، به تمام نقاط دنیا مخابره می‌شود».
امروز و درسایه وجود تکنولوژی‌های ارتباطی، دهکده جهانی محقق شد و نقش رسانه‌ها، برجسته‌تر از حد انتظار دیده می‌شود اما ارزش کار یک خبرنگار در این پازل مدرن چیست؟
باور ما این است که ارزش ذاتی این شغل در رسالت عظیم آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی «خبرنگاران» است به بیان روشن‌تر، خبرنگاران درصورتی می‌توانند به خود ببالند و در تنظیم مناسبات جامعه افتخار کنند که در مسیر آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی و تقویت قوه تحلیل جامعه، گام بردارند. خبرنگاران بر این اساس باید از سقوط در ورطه «کارگر خبری» جداً پرهیز کنند. کارگر خبری کسی است که همانند مکانیسم و محملی عمل می‌کند و تنها خبر را از جایی به جای دیگر می‌رساند. این نحوه عمل، ارزش چندانی ندارد چون چندان در تعمیق آگاهی جامعه یا تقویت توان تحلیل شهروندان، اثرگذار نیست.
از این منظر «خبرنگاران» به تعبیر سهراب سپهری شاعر طبیعت‌گرای معاصر، «وارثان آب و خرد و روشنی» هستند چون دائماً به دنبال «شفافیت»، «افزایش آگاهی عمومی»، «پرسش از مدیران و صاحبان قدرت» و «پاسخ به مردم به‌عنوان ولی‌نعمتان واقعی»  هستند. به بیان دیگر «اهالی رسانه» ضمن این‌که در فعل و انفعالات کاری، لازم است در اندیشه تأمین مایحتاج زندگی خود باشند اما اقتصاد و سود و انتفاع مادی نباید برایشان، در اولویت باشد یا حقیقت را معامله نکنند، به آگاهی جامعه خیانت روا ندارند و خود را دست‌مایه و بازیچه قدرت نسازند.
چنین خبرنگاری، نیازی غیرقابل انکار برای جامعه است چون شهروندان جامعه مدرن در دموکراسی‌های غیرمستقیم از جمله نظام جمهوری اسلامی ایران، برای دقت در انتخاب نمایندگان و اعضای کرسی‌های انتخاباتی باید تحلیل درستی از شرایط جامعه داشته باشند و شرط اولیه داشتن تحلیل درست و کم‌خطا، در دسترس داشتن اطلاعات دقیق است. اگر به شهروندان اطلاعات نادرست و ناتمام یا جعلی بدهیم، نمی‌توانیم از آنان توقع داشته باشیم در جمع‌بندی و تحلیل اوضاع سیاسی و رصد جریان‌ها و جناح‌های فعال و حتی در دادن رأی، درست و دقیق
 انتخاب کنند.
«خبرنگاران» می‌توانند یک پای «شفافیت» در اقتصاد و سیاست باشند و نقش شفافیت در تقویت بلوغ سیاسی - اجتماعی و  رشد عقلانیت و ارائه تحلیل دقیق، ضروری است. بدیهی است خبرنگار یا رسانه‌ای که در پشت پرده با انجام معاملات پنهان، تلاش دارد از مسیر اصلی خود، منحرف شود به ضد خود تبدیل می‌شود یعنی خود موجب فریب افکار عمومی و به خطا انداختن جامعه در تحلیل درست خواهد شد.
جای تأسف است که برخی نمایندگان و مدیران دستگاه‌های اجرایی نیز تنها در زبان و نمایش‌های کلامی، خود را طرفدار رسانه می‌دانند اما در عمل تنها در چند روز قبل و بعد از 17 مرداد از اهالی رسانه دلجویی می‌کنند و پیش و پس از این تاریخ، کار چندانی با خبرنگاران ندارند و از آنان تنها توقع انتشار خبر یا  مبادرت به «کارگری خبر» دارند.
پیشنهاد ما به مدیریت ارشد استان این است که در هفته خبرنگار و به جای  ستایش‌های تکراری و بی‌حاصل، دست به یک نوآوری بزند و تیمی از «خبرنگاران حرفه‌ای» را به انتخاب خود -نه روابط عمومی- ماموریت بدهد یک هفته بر سر موانع توسعه استان کار کنند و نتیجه و گزارش این کار گروهی یک هفته‌ای را انتشار عمومی دهند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی