جستجو

یادداشت مینی‌مال «خبرشمال» به بهانه جشنواره سی‌ویکم تئاتر استانی مازندران؛
 
حتما خدا این دور و اطرافه
 
 
 

هومن حکیمی/


اشاره: نمی‌دانم اینکه امسال به شکل نزدیک‌تری با جشنواره تئاتر مازندران، مواجهم را باید به حساب خوش‌اقبالی خودم بگذارم یا نه اما سینما و تئاتر و کتاب، بخش مهمی از زندگی من هستند و معتقدم، جهان بدون اینها قطعا چیزهای مهمی را کم دارد.
اگر بخواهیم برگزاری جشنواره‌های مختلف در شهرستان‌ها را با نگاهی نقادانه و صریح بررسی کنیم، حتما کاستی‌هایشان اگر بر نقاط قوتشان نچربد، در بهترین حالت، با آن مساوی خواهد بود. رصد کلی جشنواره‌های مختلف استانی در عرصه‌های گوناگون هنری، می‌تواند به ما چنین برداشتی را ارائه کند اما آیا در همین حالت بینابین، نمی‌توان امیدوار بود که هر دوره از هر جشنواره‌ای، بهتر از گذشته باشد؟
در حوزه فرهنگ مازندران، شکی نیست که استعدادهای فراوانی در حال کشف و شهود و ارایه تولید محتوا هستند که بیشترشان، قدری هم نمی‌بینند؛ با سخت‌ترین شرایط و کمترین امکانات، باید پاسخگوی نیاز خود و مخاطب باشند و تازه در پایان ارایه آثار، گاه به تندترین شکل ممکن با نقدهای منصفانه و غیرمنصفانه روبه‌رو می‌شوند. این تازه بخشی از مرارت کار کردن در فرهنگ و هنر مازندران است که اصولا نقد در آن، کمترین توجه را به خود می‌بیند و اغلب خود را از هرگونه نقدی مبرا!
مازندران اما چنان که اشاره شد، در موسیقی و ادبیات و سینما و تئاتر و عکس و نقاشی و...، همواره مملو از هنرمندان هنرمند بوده و هست؛ درست به اندازه‌ای که ناهنرمندان مدعی در آن یافت می‌شوند، و این مقابله شاید هویتی تاریخی از زمان هابیل و قابیل داشته باشد و خوشبختانه و متاسفانه ما را از آن گریزی نیست. خوشبختانه؛ چون همیشه در تضاد و تعارض و کشمکش است که هنرمند واقعی از شبه هنرمند متمایز می‌شود و متاسفانه؛ چون مازندران همیشه از این تقابل‌های همراه با حسد و خصومت، آسیب‌های فراوان
دیده و می‌بیند.
اما به تئاتر بپردازیم که چند روز دیگر شروع جشنواره‌ای دیگر از آن در مازندران مستعد هنرهای نمایشی‌ست. همان هنر نمایشی که برخی در آن «نمایش» را با «نمایاندن» اشتباه می‌گیرند و سعی می‌کنند مسمومیت را بپراکنند. تئاتر ولی هنر اصیلی‌ست؛ وجهی خلاقانه و زنده و پویا از انسانیت انسان که در واقع باید در گام اول، صاحب اثر و هنر را به درجه‌ای بالاتر از انسانیت برساند. هنر برای هنر، هنر به مثابه هنر، هنر در خدمت اخلاق، هنر فدای سیاست و...، تعابری‌ست که به ذهن می‌رسد با لطایف‌الحیل!
جشنواره سی‌ویکم تئاتر مازندران که دیروز از پوسترش رونمایی شد قرار نیست کارستان کند که کارستان کردن، هم ابزار کار عظیم می‌خواهد و هم پذیرش کارستانی.
جشنواره در استان‌ها، محلی‌ست برای دیده شدن آنهایی که دیده نمی‌شوند (به‌خصوص اهالی مظلوم هنر نمایش) و ارایه و ابراز حضور که حتما مانند هر دوره دیگر، در میانشان، استعدادها و ظرفیت‌هایی شکوفا خواهند شد و رشد خواهند کرد و عده‌ای گلایه خواهند کرد و عده‌ای بدون هیچ واکنشی فقط نگاه خواهند کرد!
جشنواره در استانی که هنوز در امکانات اولیه هنر نمایش زمین‌گیر است نمی‌تواند معجزه کند اما تعامل و هم‌اندیشی و نقد کردن با صدایی رسا ولی همراه با رعایت همه جوانب و انصاف و احترام به اکثریت، قطعا گامی به سوی توسعه فرهنگی خواهد بود.
جشنواره سی‌ویکم، چه دوستش داشته باشیم یا نه، چه دشمنی کنیم یا همراهی، چه موافقش باشیم یا مخالف، به همت اهالی خوشنام تئاتر مازندران برگزار خواهد شد و به پایان خواهد رسید چون خداوند و خالق هنر، همیشه پیرامون ما حاضر است و حواسش به همه چیز هست. هر کسی هم حق دارد که بعد از برگزار شدن و پایانش، از تمامش یا از بخشی از آن ناراضی باشد اما جشنواره برای من یکی در هر حوزه‌ای در مازندران، تمرین با هم بودن و احترام گذاشتن و تدبیر و انتقاد انسانی‌ست. دریچه‌ای برای بهتر شدن و دوست داشتن یا حتی دشمنی کردن‌های انسانی وگرنه یا معنی سکوت و احترام تغییر کرده یا ما متوجه سکوت و احترام نمی‌شویم!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی