جستجو

ارزیابی «خبرشمال» از اقدام به استعفای
نماینده مقام معظم رهبری(مُدَّ ظِلُّهُ العالی) در استان؛
 
آخرین درس «طبرسی»!
 
 
 

محمدباقر محسنی/


پست‌های مدیریتی و کرسی‌های تصمیم‌گیری  در جهان بینی اسلامی و اخلاقی، نه یک فرصت برای متنّعم‌شدن و برخورداری از امتیازات و ویژه‎خواری‌ها که یک مسئولیت و تکلیف سنگین شرعی و قانونی و به بیان کوتاه و  گویا یک «امانت» است به همین دلیل، در این جهان‌بینی به مدیر و رییس و مقامات تصمیم‌گیر در مجموعه دولت و حکومت، «مسئول» گفته می‌شود به معنای فردی که «مورد سوال» واقع می‌شود و قطعاً باید پاسخ بدهد. براساس همین جهان‌بینی این پاسخ‌گویی، دو مرحله‌ای است، مرحله نخست «این‌جهانی» است و توسط مدیران ارشد و بالادستی، نهادهای نظارتی و نمایندگان مردم صورت می‌گیرد و مرحله دوم «آن‌جهانی» است و در حساب و کتاب آخرت، از فردی که این کرسی به‌عنوان امانت در دست وی بود، پرسیده خواهد شد به قسمی که مو را از ماست
 بیرون کشند.
در شریعت اسلام، این «امانت» که با حق الناس گره خورده است،  به اندازه‌ای محترم دانسته شده که رسول گرامی اسلام(ص) در همین زمینه فرمودند: «لَعَنَ اللهُ مَرءً وَضِعَ نَفسَهُ مَوضِعاً لایُلیقُ بِه» - خدا لعنت کند فردی را که خود را در جایگاهی قرار دهد که بنا به هر دلیل شایستگی حضور در آن جایگاه را ندارد-.  براساس این حدیث شریف، اگر فردی بنا به تخصص و دانش و یا تدبیر و تدبر، لیاقت  قرار گرفتن در یک کرسی مدیریتی را ندارد، باید صادقانه آن را ابراز کرده از پذیرش آن، خودداری کند.
اینکه از امیرالمومنین نیز  بارها در نهج البلاغه  نقل شد که به مصادر دولتی و حکومتی همین نگاه را دارد و از نظر شخصی، حکومت را  از «عطسه بز» کم‌ارزش‌تر می‌داند به همین دلیل است که این کرسی‌ها، مسئولیت سنگینی را بر فرد تحمیل می‌کند بدون این‌که امتیاز مالی ویژه‌ای را برای حاکم و یا والی قائل باشد.      
اما متأسفانه در چندسال اخیر «مدیریت» و کرسی‌های تصمیم‌گیری چه نمایندگی مجلس باشد یا عضویت در شورای شهر و یا مدیرکلی و وزارت، گویا تبدیل به سکوی جهش فرد و تمام اعضای خانواده‌اش و همچنین یک دستگاه عظیم پول‌ساز شد و به همین دلیل، شاهد هستیم هر از گاهی دستگاه‌های رسمی و نظارتی، سخن از هدایت ارقام نجومی به سمت انتخابات‌های مجلس و شورای شهر می‌زنند و اعلان می‌کنند که برخی میلیاردها تومان هزینه می‌کنند تا موفق به حضور در شورای شهر یا مجلس شوند و ناگفته پیداست فردی که چنین رقمی هزینه می‌کند بی‌تردید درصورت فتح کرسی مورد نظر باید چندین برابر آن را به جیب بزند. بدتر از آن، در اخبار و برخی پرونده‌ها شاهد هستیم افرادی در زمان آغاز تصدی مدیریت، سرمایه چندانی ندارند اما  روزی‌که با سمت خود، وداع می‌کنند به یکی از سرمایه‌داران شهر و منطقه تبدیل شدند همچنین شاهد  بروز پدیده‌هایی چون «ژن برتر» هستیم که به‌طور اجمال به فرزندان مدیرانی گفته می‌شود که از صدقه سر پدران خود،  به ناز و تنعّمی عظیم رسیدند و ضمن اینکه به کسی پاسخگو نیستند، منت خدماتی که هرگز نکردند را بر سر مردم و شهروندان عادی می‌گذارند.
بدیهی است در چند سال اخیر کمتر شاهد بودیم فردی از مدیران، به هر دلیل از مقام خود استعفا بدهد چون در نگاه برخی از این مدیران که البته قرابتی با جهان‌بینی اسلامی ندارد، استعفا به مفهوم محروم شدن فرد و اعضای خانواده‌اش از
«ویژه‌خواری‌ها» است.
 این مدیران پنهانی دست به هر اقدام خلاف قانونی می‌زنند تا از «چرخه مدیریت» خارج نشوند و حتی برای بقا در مدیریت، پس از بازنشستگی نیز به «لطایف الحیل» دست می‌زنند تا از این سیکل، بیرون نروند و کار به جایی می‌رسد که مجلس قانون‌گذاری، ناچار به وضع قانونی برای منع به‌کارگیری نیروهای سالمند و بازنشسته می‌شود تا جا برای جوانان با انگیزه باز شود.
در چنین شرایطی اقدام به استعفای  آیت الله نور الله طبرسی، برای اهالی رسانه، اندکی شوکه کننده بود چون بسیار کم دیده‌اند که فردی خوشنام از مدیریت استعفا بدهد، ضمن اینکه این اقدام از نظر دینی و اخلاقی، بسیار ارزشمند است چون شاهد هستیم فردی به دلیل بیماری، از ترس اینکه نتواند به تکالیف مدیریتی خود، به درستی عمل کند و احتمالاً باور قلبی و ایمان دارد مبنی بر این‌که اگر قصور یا تقصیری در این بخش از وی سر بزند، پولی که به‌عنوان حقوق و دستمزد دریافت می‌کند، حلال نیست. متأسفانه در سال‌های اخیر، هر چه استعفا دیده‌ایم از نوع مورد اعضای شورای شهر بابل بود. به همین دلیل، اقدام آیت الله طبرسی، اقدامی ارزشمند و آخرین درس اخلاق وی در دوران حضورش در این سمت بود.
ما ضمن آرزوی صحت و سلامت برای نماینده سابق نمایندگی ولی فقیه و امام جمعه مرکز استان که در تمام سال‌های پس از انقلاب، یا به‌عنوان امام جمعه ساری و یا به‌عنوان نماینده مقام معظم رهبری در استان، خدمت کرد و جزء چهره‌های شناخته شده استان است،  از تمام مدیران جزء و کل استان توقع داریم به این آخرین درس اخلاقی آیت الله، توجه کنند و اگر به دلیل بیماری، کهولت سن و یا از عهده کارها برنیامدن، اقدام به استعفا کنند، نشان از این دارد که در عمل نیز براساس جهان‌بینی اسلامی، مدیریت و کرسی تصمیم‌گیری را یک تکلیف شرعی می‌دانند، نه یک فرصت
برای «ویژه‌خواری».    
روی سخن ما در بند پایانی این نوشتار، با مدیرانی است که مبالغی از سن بازنشستگی آنان گذشته اما به کرسی خود چنان چسبیده‌اند که گویا «جناب عزراییل» باید وارد عمل شود، روی سخن با افرادی است که به تعبیر امام راحل(ره)، توان اداره یک نانوایی را ندارند اما یک  یا چند پست کلان مدیریتی را در دست خود قبضه کردند و به هیچ شکلی حاضر به پیاده شدن از قطار مدیران نیستند، روی سخن با افراد ناتوانی و مدعی است که هر روز جوانان خلاق و باانگیزه را در اداره خود می‌بینند و از هراس اینکه مبادا این جوانان به جایشان، منصوب شوند از توان آنان بهره نمی‌برند و در انتها روی سخن با استاندار مازندران است که اگر ضعف مدیریتی در دستگاهی دید، به هیچ وجهی مدارا نکند و نیروی ناکارآمد را با نیروهای جوان و باانگیزه جایگزین کند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی