جستجو

«خبرشمال»  گزینه‌های پیشِ روی رای‌دهندگان مازندران در روز دوم اسفند را ارزیابی می‌کند؛
 
ایمان به توان زن!
 
 
 

/ م. محسنی معلم‌کلایی
مقدمه:
مخاطب این نوشتار، نه استاندار است و نه فرماندار و نه مدیران شهر و نه مردان استان و نه حتی نخبگان علمی و سیاسی مازندران! مخاطب این نوشتار، وجدان خواب‌آلوده نویسنده است که خود یک «زن» است. این نوشتار کاملاً غیرسیاسی را برای وجدانم نوشته‌ام با این امید که از خود، خجالت بکشد و از خوابی که چون هاله‌ای از دود رخوت‌فزای مواد مخدر، او را در خود فرو بلعیده بیدار شود.
 
جمعیت استان مازندران برابر آخرین سرشماری رسمی، کمی بیشتر از 51 درصد مرد است و کمی بیشتر از 49 درصد زن. اگر نگاهی دقیق‌تر به این آمار بیندازیم متوجه خواهیم شد که  جمعیت زنان و مردان در غالب سطوح، با چند درجه انحراف، برابر است و معنای کلی این آمار این است که در جمعیت دختران و پسران، جمعیت زنان رأی‌دهنده و مردان رأی دهنده نیز آمار در تمام 9 حوزه انتخابیه مازندران، برابر و یا بسیار نزدیک به هم است.
چهل سال از پیروزی انقلاب 57  و تأسیس این نظام سیاسی گذشته است و در تمام این چهل سال، زنان در تمام حوزه‌ها و در تمام زمینه‌ها حاضر بوده‌اند و حتی در زمان جنگ تحمیلی، به جبهه می‌رفتند و با حضور خود  در مناطقی بسیار نزدیک به خط مقدم، تلاش کردند دِین خود را به اسلام و انقلاب ادا کنند اما درحوزه مدیریت و کانون‌های تصمیم‌گیری حضوری بسیار کم‌رنگ داشته‌اند و همین لحظه که این سطور رقم می‌خورد در تمام استان مازندران، تنها یک مدیرکل زن، داریم درحالیکه این استان به بانوان نخبه و اساتید زن دانشگاه می‌نازد و مازندران از این منظر -برخورداری از شاخص تحصیلات عالیه در بین زنان و دختران- از میانگین کشوری چند پله، بالاتر است.

به‌رغم این‌که برابر قانون اساسی جمهوری اسلامی، حضور  زنان در مجلس قانونگذاری منعی ندارد اما در تمام ده دوره مجلس شورای اسلامی،  سهم زنان از کرسی‌های مجلس ناچیز بود به‌طوری‌که در سه دوره نخست  مجلس، تنها 4 نماینده زن از حوزه انتخابیه  تهران، ری،  شمیرانات و اسلام‌شهر عضو پارلمان بودند و در همین دوره - دوره دهم - که رکورد حضور زنان در مجلس شکسته شد، این رقم به 17 نماینده زن رسید که در مقایسه با تعداد کل آمار نمایندگان، عددی به شمار نمی‌آید. اما آنچه که برای من مایه حیرت و حتی شرمساری است این است که مازندران درشمار استان‌هایی است که در تمام چهل سال گذشته، حتی یک نماینده زن نداشت در حالی‌که 12 نماینده دارد.

نگاهی به لیست نمایندگانی که طی چهل سال اخیر از مازندران به مجلس راه یافتند، بیندازید. با آرای ما زنان و همچنین با آرای مردان، از پیرمرد و جوان و راست تند و چپ افراطی و زیبا و نازیبا و قدبلند و قدکوتاه و همه مدل «مرد» به مجلس فرستاده شدند. در همین زمان‌ها بود که شاهد مصیبت‎های بسیاری نیز بودیم البته رشد و توسعه بسیاری نیز درحوزه‌های مختلف تجربه کردیم که شاید ارتباط کمی با نمایندگان مجلس داشت. نکته‌ای که هنوز تجربه نکردیم این است که چه در زمانی که مازندران تا جنگل گلستان امتداد داشت و چه امروز که تنها 12 نماینده از 9 حوزه انتخابیه راهی مجلس می‌کنیم، هنوز یک «زن» به مجلس شورا
نفرستادیم.
سوال من این است آیا حقیقتاً یک «گُردآفرید» و یک زن نخبه در مازندران یافت نشد که به نمایندگی از زنان و مردان، عضو «خانه ملت» شود؟ یا کسی از زنان شایسته و نامدار، ابراز علاقه نکرد و کاندیدا نشد و اگر نشد چرا؟ آیا از این هراس داشتند که هم‌جنس‌های آنان به آنان رأی ندهند؟

برخی  اندیشمندان، هزاره سوم را «هزاره زنان» نامیدند، امروزه شاهد موجی از حضور موثر زنان در کرسی‌های تصمیم‌گیری در دنیا هستیم که  «دومینو وار» مرزها را درنوردید و به کشور ما نیز رسید و همین موضوع، سبب شد دولت تدبیر و امید نیز برای خود «راهبردی» در نظر گرفت و بنااست تا سال 1400 به سهم سی درصد تصدی زنان در مدیریت برسد.  وزارت کشور دولت تدبیر و امید نیز برای تحقق این راهبرد،  چارت سازمانی استانداری‌ها را تغییر داد و اقدام به تفکیک معاونت هماهنگی امور اقتصادی از بخش توسعه منابع  کرده  به استانداران توصیه کرد یک مدیر توانمند زن را در معاونت توسعه منابع منصوب کنند، در ماه‌های گذشته استانداران گیلان و گلستان، این کار را کردند و برای خود معاون زن برگزیدند اما در مازندران، بنا به دلایلی که بر کسی مشخص نیست، هنوز استاندار مازندران معاون زن ندارد.   

در طول چهار دهه مردم شریف استان مازندران از روزگاری که با مردم شریف استان گلستان متحد بودند تا امروز که  12 نماینده روانه دوره دهم مجلس شورای اسلامی کردند درمجموع به 149 تن با آرای خود مجوز وکالت و  حضور در «خانه ملت» دادند،  اما جای تعجب و اندکی نیز تأسف - برای من-  است که حتی یک تن از این لشگر 149 نفره، زن نبودند.   

نکته آخر اینکه نگاهی آماری به دزدان، مفسدان اقتصادی و مدیران نالایق و سوء‌استفاده‌گری که سر  از دادگاه جرایم اقتصادی درآوردند بیندازید!  احتمالاً در همین چند لحظه چندین نام، در ذهن خوانندگان به روش بارش فکری، به رقص درآمد. تا اینجای کار طبیعی و بدیهی است! اما یک بار دیگر و نگاهی دقیق‌تر به نام‌ها بیندازید! نکته جالب این است که هیچ زنی در بین این نام‌ها دیده نمی‌شود.......... جداً چرا ؟

روز جمعه دوم اسفندماه، روز انتخابات پارلمان و زمان  تعیین اعضای مجلس شورای اسلامی دور یازدهم است. تمام مردان و همچنین زنانی‌که حدود 50درصد از آرای استان را در دستان خود دارند نیز خواهند آمد. در این روز می‌توانیم همان چهره‌های تکراری  را انتخاب کنیم اما می‌توانیم طرحی نو دراندازیم و با انتخاب یکی از «زنان نواندیش» یک کرسی از 12 کرسی را به زنان اختصاص دهیم به‌ویژه اینکه برابر اطلاع رسیده، در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه، خبر از عزم زنان متخصص و متعهد که نه سیاسی‌کارند و نه اختلاس‌گر، اعلام حضور کرده‌اند.  روز جمعه دوم اسفندماه، قلم در دستان پرتوان زنان است، ایمان بیاوریم به توان زن!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی