جستجو

بررسی کتاب «خاطرات سوگواری»؛
 
رولان من! رولان من!
 
 
 

/ماه‌بانو صالح‌نژاد
«خاطرات سوگواری» نوشته «رولان بارت» با ترجمه «محمدحسین واقف» توسط انتشارات «حرفه هنرمند» در قطع کتاب‌های جیبی به چاپ رسیده است.
رولان بارت فردای روز مرگ مادرش، 25 اکتبر 1977، نوشتن این کتاب را آغاز کرد. او این خاطرات را با خودنویس و گاه مدادی بر تکه‌های کاغذ، کاغذهای تحریر معمولی که به چهار قسمت تقسیم می‌کرد، می‌نوشت. او در دوران نوشتن این خاطرات، دروس دوره آموزشی‌اش درباره «خنثی» را نوشت، متن سخنرانی با عنوان «برای مدت زیادی زود به رختخواب می‌رفتم» را نوشت، مقالات مجلات را نوشت و «اتاق روشن» را نوشت و بسیاری نوشته‌های دیگر که ریشه هر کدام از این آثار، که به وضوح تحت تاثیر مرگ مادرش شکل گرفتند، در یادداشت‌های «خاطرات سوگواری» است.
بارت بدون ترس، تردید، محدودیت یا هراسی نسبت به انتشار این نوشته‌ها در آینده، خودمانی‌ترین و حقیقی‌ترین واکنش‌هایش در برابر مرگ و زندگی را روی نکه کاغذهایش ثبت کرد؛ «آیا این‌که بدون کسی که دوستش داشته‌ای قادر به زندگی باشی، به معنای این است که او را کم‌تر از آن‌چه فکر می‌کردی دوست داشته‌ای؟» او در عین نوشتن این حقیقت‌پاره‌ها می‌داند که چنین سوالاتی در نوشتار به قصد چاپ معمول نیست و نباید پرسیده شود؛ «با چه‌کسی می‌توانم این پرسش را مطرح کنم و امیدی به پاسخ
داشته باشم؟»
با خواندن این جملات و بسیاری از دیگر صفحات کتاب، به وضوح می‌فهمیم که این یادداشت‌ها به قصد انتشار نوشته نشده‌اند و گاهی ممکن است شما هم مانند من حس کنید با خواندن این کتاب دارید به حریم خصوصی یک نویسنده تجاوز می‌کنید. همین احساسات و تردیدها در خانواده و دوستان بارت هم ریشه کرده بود که حاصلش تأخیری 30ساله در انتشار این یادداشت‌ها بود.
محور اصلی این کتاب تماما سوگواری بارت برای مادر و تجربه لحظات پیش از مرگ اوست، مادری چنان هم‌بسته با او که آخرین کلماتش «رولان من! رولان من!» بودند. بارت در جای به جای یادداشت‌ها بیان می‌کند که احساسش در برابر این به نام خواندن مادرانه را نمی‌تواند برای هیچ‌کس شرح دهد و انگار که هیچ‌کس جز خود او معنای این کلمات را درک نخواهد کرد. «خاطرات سوگواری» شرحی عاشقانه از یک پایان بی‌رحمانه است.
این کتاب در مجموعه «فرهنگان» مجتمع دنیای آرزو شهر ساری در انتظار خوانده شدن است.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی