جستجو

«خبر شمال» از وصلِ رنج‌های عرفانی و شور اجتماعی،
نزدیک به انتخابات مجلس می‌نویسد؛
 
معتمدان هم‌رنج
 
 
 

ماه‌بانو صالح‌نژاد/


اشاره: اگر بخواهیم جامعه ایرانی را به وضعی گسترده صورت‌بندی کنیم به نتایج جالب توجهی برمی‌خوریم که به یادمان می‌آورد رشد درخت، سال‌ها پس از سر برآوردن از خاک هم، حاصل خاک و ریشه‌پروری‌ست. ما ایرانیان که ریشه‌هایی سنتی و اسلامی داریم، هر‌قدر که به سوی مدرنیته شاخه خم کرده باشیم، وابستگی داریم به تلاش‌هایی اجتماعی، به فضاهایی که در حافظه تاریخی‌مان ساخته شده و به ریشه‌هامان؛ جایی که مردم کشور ‌ایران، فارغ از نقاط تفاوتشان چون ادیان و‌ اقوام و‌ شهر‌ و‌ استان، در‌ موضوعات مربوط به روح و جان انسانی همچون رنج و انتخاب، به‌ اشتراک و هم‌دلی می‌نشینند.

هر ‌انسان اندیشمند هم‌وطن ما، با هر تفکر و مذهب و مقام، خواسته و ناخواسته در این تلاش‌ها مشارکت دارد. اگر‌  کسی از میان ما خود را به کناری بکشد یا حتی به میانه میدان عدم انتخاب و انفعال در انتخابات یا مقابله با رنج بایستد، باز هم به وضعی غیرمستقیم در گفت‌وگو با دیگر اعضای جامعه است و مشارکتش
 انکارناپذیر است.
این‌که چرا در احوال امروز کشور نام رنج را مکرر می‌گویم دلیلش این که در مواجهه با نیازهای انسان امروز ایرانی، به ظرفیت‌های فراوان مقوله‌هایی چون رنج و انتخاب جمعی می‌رسیم و با ماست که چه حد از این درمان بهره بریم، یا با دوری جستن از درمان، درد خود را عمق بخشیم.
در مطالعه نام رد صلاحیت‌شدگان نزدیک‌ترین موقعیت انتخاب ایرانی برای درمان رنج‌های جمعی‌شان، انتخابات مجلس یازدهم، به وضوح می‌بینیم که تصمیم‌گیرندگان این کشور از  ضروری‌ترین نیاز‌های معاصر ما غافل مانده‌اند و شاید نیاز به یادآور باشد که؛
خروج کسانی که در ‌برابر موقعیت‌های مختلف اجتماع ما بی‌تفاوت نمانده‌اند و به پاسخی درست یا نادرست، دغدغه‌مندی‌شان را اعلام کردند و در سفره رنج مردم اشتراک دارند، نشانگر این است که هوای حال انسجام جمع ما را ندارند و از رهگذر ِ یاد رنج و‌ انتخاب که می‌تواند نقش پلی را ایفا کند که در  عبور از ‌آن، همچون گشتن در مسجدالحرامی، پاک و بی‌نام، دست در‌ دست هم بگذاریم و یکی ‌شویم. ما به ریشه‌مان و سنت و اخلاق‌مان است که در شرایط رنج‌بار و یا در لحظات مهم و سرنوشت‌ساز و چالش‌برانگیز، به هم نزدیک‌تر می‌شویم و عشق می‌ورزیم.
رنج و محنت همواره با آدمی‌ست و از‌ آن گریزی نیست. آدمی دچار انواع رنج و مصیبت در ‌این زندگی خاکی چندروزه است و بهتر آن که به‌جای فرار‌ از این مصیبت‌ها و‌ انکار  و حذف بررسی‌کنندگانش، از‌ آن به نفع وضعیت متکثر‌ نوین ایران
 بهره ببرد.
نقش پررنگ منتقدان و رنج‌گویانی چون «علی مطهری»، «محمدصادقی»، «فاطمه سعیدی»، «محمدرضا تابش»، «محمد دامادی» و یا متفاوتانی چون «جلیل رحیمی جهان‌آبادی» یا «معصومه آقاپور»، را حدف کردن و از سر نوشتن نمایش‌نامه‌ای بی‌ذوق و شوق و پر از  پنهان‌ها، جو انتخابات را، آینده مجلس را، آرام و روشن نمی‌کند، می‌میراند!
نبود سرآمدان مجلس در ‌میان انتخاب‌شوندگان این دوره و بر صندلی‌هایش، نه تنها کمیسیون‌های تخصصی را خالی، صندوق‌ها را خالی، بلکه دل‌های آدمیان را هم
خالی می‌کند.
آدمیان همشهر ما، هموطنان ایرانی امروز در میان امواج خبرهای ناگوار و درد‌هاشان، نیاز  به انتخابی از میان آشنانامان و معتمدان هم‌رنج دارند؛ تا بتوانند دلیلی برای حیات جمعی بیابند، تا در خانه و اداره و خیابان حس حبس نکنند، تا گسل میان «خود و دیگری» به جان ایرانی نیفتد که حاصلش گسل «من‌ و‌ من» می‌شود و وای از آن روز..!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی