جستجو

یادداشت تحلیلی «خبرشمال» درباره نیاز مبرم شورای اسلامی شهر مرکز
 استان مازندران به هوای تازه با مثال فینال لیگ قهرمانان اروپای سال 2005؛
 
مطایبـه‌گـری!
 
 
 

هومن حکیمی /


اشاره: از تجربه‌مان در زندگی اگر درس نگیریم، بازنده مطلق خواهیم شد. هر کدام‌مان حتما تا این لحظه، کلی اشتباه مرتکب شده‌ایم که بعضی‌هاشان باعث شکست خوردن‌مان در مقاطع مختلف شده‌اند ولی آنچه باعث شکست مطلق می‌شود، عبرت نگرفتن از گذشته و تجربه‌هاست. شکستی که یک روزی بدجوری یقه ما را می‌گیرد... .

*«پائولو مالدینی»
هم گل زد اما...
برای توضیح مقدمه بالایی و اینکه شروع این یادداشت  کمی جذاب‌تر شود، فینال لیگ قهرمانان اروپا بین «میلان» و «لیورپول» را یادآوری می‌کنم؛ سال 2005، در استانبول ترکیه.
لیورپول «رافا بنیتس» تا به خودش بیاید بعد از شروع بازی گل اول را دریافت کرده بود، «پیرلو» توپ را طبق معمول به زیبایی ارسال کرد و «مالدینی» پیش‌تاخته خوش‌تیپ، دروازه «دودک» را فروریخت. تا بازی به پایان نیمه اول برسد، «هرنان کرسپو» دو بار دیگر دروازه لیورپول را باز کرد. نیمه اولی که البته می‌توانست با گل‌های بیشتری برای «میلان» همراه باشد و حتی داور به اشتباه گل صحیح «شوچنکو» را هم نپذیرفت.
«رافا بنیتس» گیج و سردرگم و عصبی بین دو نیمه در رختکن نمی‌دانست چه باید بکند. بالاخره وقتی ترکیب نیمه دومش را هرجوری که بود، چید، قبل رفتن به زمین برای شروع نیمه دوم به بازیکنانش گفت؛ «بروید و گل اول را بزنید»...
*آسفالت‌های جذاب
 شهر «ساری»
اول صبح هر روز، بخشی از مسیر خانه تا محل کارم می‌رسد به ابتدای خیابان «معلم» تا انتهایش؛ دریایی مواج از دست‌اندازها و چاله‌چوله‌هایی که به همت یک پیمان‌کار و مدیریت شهری قبلی و شورای شهر قبلی که بعضی از اعضایش در این شورای فعلی هم حضور دارند، تبدیل به یک معضل فراگیر شده‌اند.
خیابان معلم ساری، تقریبا برای خودش یک‌پا پیست اتومبیل‌رانی زیگزاگ شده که جان می‌دهد ساری، غیر از اینکه کلانشهر محسوب شود، میزبان یک دور از رقابت‌های معتبر این رشته هم باشد! رانندگی در این خیابان و خیلی از خیابان‌های دیگر شهرم، تقریبا برای مصون ماندن اتومبیل از مراجعه مکرر به جلوبندی‌سازی، باید به شکل مارپیچ انجام شود و کلی اعصاب‌خورد شده و خطر برخورد به عابر پیاده و کلافگی و... به همراه دارد.
این هم که گفتم، تنها بخشی از مشکلات شهری ماست که قرار بود با نهضت آسفالت در سال‌های گذشته، اصلا وجود خارجی نداشته باشد اما دارد...

*نیمه دوم
لیورپولی‌ها به شکلی غیرمنتظره و معجزه‌وار، در نیمه دوم فینال «استانبول»، ورق را برگرداندند. ظرف دو دقیقه «استیوی» و «اسمیچر» دو بار دروازه میلان را باز کردند و البته خوش‌شانس هم بودند که چند دقیقه قبلش، دروازه لیورپول توسط «شوچنکو» برای بار چهارم گشوده نشد.
بازی که به دقیقه 60 رسید، معجزه کامل شد. «گتوزو» یک خطای خاص انجام داد، داور سوت را دمید و پنالتی اعلام شد. «ژاوی آلونسو» اسپانیایی توپ را به جای «جرارد» گرفت و خیلی خونسرد آن را وارد دروازه «دیدا» کرد. 3 بر 3؛ 3 گل در عرض 6 دقیقه. استانبول داشت از شدت تعجب شاخ درمی‌‎آورد...

*مطالبه‌های مردمی
و مطایبه‌های مدیریت شهری
 و شورای شهر
سال‌ها در همین مازندران و در مرکزش از بالا رفتن مطالبه‌های مردمی، گفتند و گفتیم. از اینکه شهروندان باید آگاه‌تر و آشناتر به حقوق خود باشند تا بتوانند به شکل اصولی پیگیر حق واقعی خودشان بشوند. از اینکه اگر مدیران، با مردمی مواجه بشوند که شعور و درک و شناخت را بر هر چیزی ترجیح می‌دهند، دیگر نمی‌توانند به راحتی دست‌به‌سرشان کنند و مطالبه را با مطایبه و شوخی قاتی کنند. از اینکه کلانشهر نامیدن یک شهر، اگر بخواهد فقط بر روی کاغذ نباشد، به خیلی چیزها نیاز دارد که اولین و مهم‌ترین‌شان، نبودن بلاتکلیفی در رابطه بین مدیریت شهری و شهر و مردم است. از اینکه «آقایان و خانم‌ها! وقتی برای انتخابات شورای اسلامی شهر به کسی رأی می‌دهید، قبلش بررسی کنید تا فریب نخورید»... .
اما خب انگار حواس ما در این سال‌ها، پرت چیزهای دیگری بوده وگرنه حال و روز ما و شهرمان این‌طوری نبود.
چند روز پیش که داشتم با «حاج آقا سعید صدوقی» صحبت می‌کردم (که اگر مشکلی پیش نیاید این گفت‌وگو به شکل مفصل در همین روزنامه منتشر خواهد شد) اشاره کردند که شورای اسلامی شهر ساری در این دوره (دوره پنجم)، شورایی قانونی‌ست اما مردمی نیست و قبول داشتنش کار سختی‌ست!

*قهرمانی لیورپول و نیاز
 به تغییر
فینال 2005 اروپا به وقت اضافی کشیده شد و درنهایت با هدررفتن ضربه پنالتی «شوچنکو»، لیورپول در عین شگفتی قهرمان اروپا شد. شانس، امید در عین ناامیدی، تلاش مضاعف و درک نیاز به تغییر وضعیت اسفناک موجود به مطلوب، شاید خیلی به آن جمله از سر استیصال «بنیتس» در بین دو نیمه، ربطی نداشته باشد که گفت؛ «بروید و گل اول را بزنید»، اما شادی بین دو نیمه «میلان» که بازی را در همان نیمه اول تمام‌شده فرض کردند و نیمچه‌جشن قهرمانی را در رختکن برگزار کردند و دست‌کم گرفتن تیم حریف، حتما در تغییر نتیجه بازی تاثیر داشته است... .
میلان البته دو سال بعد و در یک بازی تکراری، لیورپول را در فینال لیگ قهرمانان اروپا شکست داد و قهرمان شد اما آن بازی و تاثیرش و نتیجه‌اش، هیچ‌وقت از بین نرفت و نخواهد رفت...

*یک تغییر همه جانبه و اساسی
با احترام به همه اعضای شورای پنجم شهر ساری، این دوره شاید یکی از کم‌کارکردترین شوراها از بدو تولد این نهاد مدنی بوده است. رکود، حرف زدن‌های بدون تاثیر، جنگ‌های زرگری، شائبه تقلب، حرف و حدیث‌ها و اختلاف نظرهای علنی و بدون درنظر گرفتن نیاز شهر و مردم، فضایی را ایجاد کرده که کمتر کسی می‌تواند به برآیند این شورا در ساری، نمره قبولی بدهد (مصداق‌هایش هم فراوان است). به نظر می‌رسد شورای پنجم خیلی صریح به مردم ثابت کرده که سهل‌انگاری هنگام رأی دادن و درنظر نگرفتن منافع کلان و کلی و تحت‌تأثیر وعده‌های نادرست قرار گرفتن، چقدر می‌تواند یک آسیب عمومی و عمیق وارد کند که ترمیمش زمان و هزینه زیادی را می‌طلبد.
شورای ششم در ساری و خیلی دیگر از شهرها، احتیاج به یک بازنگری اساسی و تغییر کلی دارد که هم باید در درون شورا اتفاق بیفتد و هم در نگاه رأی‌دهندگان. یعنی اینکه در بدترین حالت می‌شود این‌طور هم گفت؛ اگر قرار باشد در شورای اسلامی شهرها کاری انجام نشود، خب اجازه بدهیم 9 نفر دیگر بیایند و کاری انجام ندهند! این‌جوری دست‌کم هم یک تغییر ظاهری رخ خواهد داد و هم اینکه بالاخره شاید از این 9 نفر جدید در شورای ساری، یکی دو نفر واقعا دور باشند از تهاتر و نفاق و ظاهرسازی و دلشان واقعا برای شهر و مردمش بتپد. شورای پنجم ساری هم کاش زودتر از این‌ها به خوشحالی زودهنگام بین دو نیمه «میلان» در فینال «استانبول» توجه می‌کرد؛ خیلی از شادی‌ها فقط نقش حباب روی یک موفقیت ظاهری دارند و خیلی زود هم می‌ترکند!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی