جستجو

«خبرشمال» از نامهربانی‌ها به فرهنگ و هنر استان‌های شمالی می‌نویسد؛
 
ما را به «اینا» نسپارید
 
 
 
ماه‌بانو صالح‌نژاد /

اشاره: خبری از رییس مجمع نمایندگان استان گیلان، تکلیف وضعیت فرهنگ و هنر کشور و به‌خصوص شمال کشور را برای همه ما مشخص می‌کند؛ «احمد دنیا مالی»، نماینده مردم شهرستان انزلی در مجلس شورای اسلامی در کنار ابزار تاسف از عدم توجه برخی از نمایندگان در این مجلس به حوزه فرهنگ کشور، خبر می‌دهد که کمیسیون فرهنگی مجلس هنوز به حد نصاب نرسیده است. چرا نمایندگان مردم و به دنبال آن‌ها بسیاری از سرمایه‌گذاران و مسوولان به فعالیت‌های حوزه فرهنگی توجه نشان نمی‌دهند؟ سبب محدود ماندن تولیدات، فعالیت‌ها و زیرساخت‌های فرهنگی و هنری از نظر عدد و کیفیت را آیا نمی‌توانیم در همین بی‌مهری‌ها بیابیم؟ «عباس زارع»، «فیروز فاضلی» و «عادله کشمیری» به چه مکافات با محدودیت بودجه و توجه مسوولان به فعالیت‌های فرهنگ و ارشاد استان‌های مازندران، گیلان و گلستان رسیدگی می‌کنند؟ خون دل آن‌ها را کدام رنج کهنه دلیل می‌شود؟
کمیسیونی که مطابق تعریف برای انجام وظایف در محدوده فرهنگ و هنر، ارشاد و تبلیغات، صدا و سیما و ارتباطات جمعی، تربیت بدنی، جوانان، زنان و خانواده تشکیل می‌شود و با وجود اهمیت بسیار بالا، جز دو کمیسیونی است که اعضای آن در مجلس شورای اسلامی به حد نصاب نرسیده است. قدرت‌طلبی‌ها و صندلی‌خواهی‌ها سبب شده «اینا» که راه به صحن نمایندگان مجلس یازدهم برده‌اند، نسبت به دنیایی از نیاز و مشکلات در جامعه فرهنگی کشور و دغدغه‌مندان حوزه فرهنگی و هنری بی‌توجه شوند و عین خیالشان نباشد چه‌کسی به این‌همه قصه پرغصه رسیدگی باید بکند.
همین‌جاهای کار است که یاد «اونا» که مجلس‌نشین بودند و حالا خبرشان نیست، در سرمان زنده می‌شود: «علی‌اصغر یوسف‌نژاد»، از «اونا» بود که با تجربه سالیانش در مجلس شورای اسلامی، روزگاری به صراحت گفته بود استقبال و توجه نمایندگان مجلس شورای اسلامی به کمیسیون فرهنگی مجلس همیشه کم بوده و احتمالا در دوره‌های دیگر هم همین‌طور به این حیطه بی‌میل و کم‌لطف خواهند ماند. او حرفش را نه به صراحت بلکه با سیاست این‌گونه ادامه داد که دلیل این کم‌لطفی و فرار از این کمیسیون هم چیزی نیست جز مزایا و امکانات مالی و قدرتی در کمیسیون‌های دیگر.
امروز با گذر از هزارتویی که خودمان نفهمیدیم چه بر سر ما و اونا آمد که به این‌جا رسیدیم، «اینا» جلوی رویمان قرار گرفته‌اند که اگر یوسف‌نژاد به سیاست طعنه به بی‌میلان کمیسیون فرهنگی و عاشقان دیگر صندلی‌‌ها می‌زد، دارند به صراحت از مسوولیت ایجاد زیرساخت‌ها و رشد دادن و نگهبانی کردن از وضع موجود فرهنگ کشور طفره می‌روند. اگر که با چشم‌های بسته راهی هزارتوی‌مان کردند، امروز چشم‌بندها را بگیریم از صورت و حواس‌مان باشد تمام اخبار بد و دغدغه‌های بی‌خوابی‌آور ما از همین بی‌مسوولیتی‌های «اینا»ست.
دغدغه‌های اهالی  فرهنگ و هنرمندان که هرچه می‌شود از فهرست امور مورد توجه مسوولان حذف می‌شوند و از جامعه هم انگار، ارشاد و تبلیغات که به‌هزار درد و بی‌هیچ سر و سامان و تنها به لطف مدیران استانی پیش می‌رود، صدا و سیما که همه شما با دیدن نامش احتمالا لبخندی از بیگانگی و بی‌اعتقادی تحویلش می‌دهید به‌تمسخر، ارتباطات جمعی که مدام محکوم است، مسایل تربیت بدنی، سردرگمی از همیشه تا هنوز جوانان، زنان که هر درد را باید به دهه‌ها بکشند تا شاید درمانی برایشان بسازیم. همه این‌ها به همین «اینا» ربط دارد که نمی‌خواهند در کمیسیون مرتبط عضو شوند.
کافی‌ست سری بزنیم به دفتر مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان مازندران، چیزی هم نگوییم و نخواهیم، فقط چند روزی به تماشا بنشینیم که آدم‌ها گروه‌گروه و ادعا ادعا و درد پس از درد می‌آیند و طلب همراهی و کمک دارند. بودجه‌ای که امروز برای این‌همه آمدن‌ها و رفتن‌ها و ساختن‌ها و دم نزدن‌ها تحویل مدیرکل این اداره می‌شود، نه تنها در مقایسه با بودجه‌های دیگر استانی که در برابر واقعیت‌ نیازهای همین حوزه، از یک شوخی بیشتر نیست.
همین «اینا» هستند که حتی دلخوشی همین مدیران استانی را بدشان نمی‌آید که بگیرند از مردم هنرمند استان و همین‌ها هستند که از برابری اجباری و عمومیت می‌گویند در موضوعاتی که نه برابر هستند با یکدیگر و نه اجبار می‌پذیرند، نه برای عموم مردمان خواستنی. اما باز هم خواهیم شنید از آن‌ها؛ چراکه مردم را تشنه شعارهای نو می‌بینند و رویایی برای آینده.
ما اما دلمان گرفته است، نه برای «اونا» و نه به دست «اینا»، که معتقدیم به قول «جمال‌زاده»؛ سروته یک کرباس؛ ما دلمان گرفته است، نه برای رویای نداشته و نه برای برابری نخواسته‌مان. ما امروز دلمان گرفته است، برای هزار قانون ننوشته و امضانشده که اگر بود، شاید گل‌ها را سر نمی‌بریدند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی