جستجو

«خبرشمال» با دل‌ناگرانی و البته با عشق از اوضاع فرهنگ
 و هنر شمال کشور با نگاهی به فیلم «12مرد خشمگین» می‌نویسد؛
 
چقدر باید منتظر بمانیم؟
 
 
 

ماه‌بانو صالح‌نژاد /


بعضی حرف‌ها آرام آرام و یا به سرعت تکراری می‌شوند؛ می‌نویسی، در انتظار تغییرات و رشدی برای مردمانت، چیزی نمی‌بینی از رشد و با خودت می‌گویی باید به نوشتن ادامه دهم یا سکوت کنم به حرمت بزرگی نام این مردم و منتظر بمانم؟! شیوع کروناویروس و داستان‌های دولت در واکنش به این پاندمی، از موضوعاتی بود که نوشتم و نوشتم و یک‌روز دیدم حرف هایم تکراری شده، از استانداری که بهتر از رییس دولتش تصمیم قاطع گرفت تا مردمی که مانده‌اند تنها و با کوله‌بار پرسش‌هاشان. نکند همین بلا را بر سر کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و بودجه‌ فرهنگ و هنر بیاورم؟! لطفا بخوانیدم اما یادتان رفته باشد که قبلا هم نوشته‌ام از همین موضوع؛ فقط این نکته که «به روی خودشان نیاوردند» را یادتان باشد.

فیلم سينمايی «دوازده مرد خشمگين» یادم می‌آید، هر باری که به ۱۲ نماینده مردم استان مازندران و اعضای مجمع نمایندگان این استان فکر می‌کنم؛ فیلمی تماشایی که از همان ابتدا به چندین دلیل خوب و بد، جذب کرده نگاهم را و در حرفی کلیشه‌ای باید نوشت که هر كدام از دوازده شخصیت فیلم یا همان عضو هيات منصفه، در همان حين كه به منِ تماشاچی معرفی می‌شود، ذره ذره به خودش هم شناسانده می‌شود. شاید بیش از عدد نمایندگان و قضاوت‌هاشان، این نکته آن‌ها را شبیه این فیلم کرده؛ مردانی که با حذف قاطع رقیبان قدرتمند، در مقامی قرار گرفته‌اند و دارند بر سر این میز برای بار اول محک زده می‌شوند، تا خود و مردم شهرشان بفهمند در هر مساله کجای کار و زندگی هستند.
آشنايی با هركدام از شخصيت‌ها در ابتداي تماشای «دوازده مرد خشمگين» مدت نسبتا طولانی زمان مي‌برد و هر كدام از اين كاراكترها، ويژگي‌های تمام منحصر‌ به فرد خود را دارند. یکی خشم مردمان ساده حاشیه شهرش را در برابر خود می‌بیند و تازه می‌فهمد اهل فدا کردن وقت و انرژی خود نیست و دیگری در مواجهه با نقدی در روزنامه، زبان به تهدید می‌گشاید و می‌فهمد برای پذیرش اشتباهاتش، راهی دراز دارد.
داستان فيلم درباره‌ دوازده مرد در هيات منصفه يك دادگاه است كه در زمان تنفس و قبل از اخذ رای نهايی دور هم جمع می‌شوند. همه اعضا کم و بیش راضی‌اند به این‌که معتقد باشند كه مظنون، گناهكار است؛ او يك پسر هجده ساله است كه گمان می‌رود پدر خود را به قتل رسانده باشد. يكي از اعضای هيات منصفه اما با صدور رای گناهكار ‌بودن موافق نيست و شك‌هايی در سر دارد. با توجه به اين‌كه تمام حقايق برای رهن ساده‌انگار و بی‌حوصله دیگران اثبات می‌كند كه فرد مظنون، گناهكار است، اعضا كنجكاو می‌شوند كه چگونه این مرد در اين مورد، مشكوك است. او دلايل خود را توضيح مي‌دهد و این تماشا، پایان خوش می‌گیرد. همه‌اش را تعریف کردم که ‌دیگر اتهام غریبانه بودن‌ و فلسفه‌بافی نزنند. در این ۱۲ مرد مجمع نمایندگان مازندران آیا مردی از خود برون خواهد آمد و کاری برای بی‌گناهی هنرمندان و فرهنگ‌دوستان این خاک خواهد کرد که نه تنها خود او که دست همه اعضا را به سوی مردم بیاورد؟!
كشمكش و اضطراب اعضای هيات از همان آغاز، تماشاگر و در این جهان واقعیت، مردم استان را با خود درگير مي‌كند؛ تماشاگری که پس از موافقت يازده نفر با گناهكار بودن و اعدام پسر و مخالفت يك نفر سردرگم می‌شود و در مازندران، با شعارهای سردرگم‌کننده‌ای از سوی اعضا روبه‌روست که نمی‌تواند هضمش کند. شاید هم شخصیت «دیویس» را در این مجمع پیدا نکنیم و جایش را نشریاتی بگیرند که هرجا از تصمیم و تعیین سرنوشت مردمان صحبتی باشد، زورشان را می‌زنند که واقعیت نیاز و دغدغه جامعه را بازتاب دهند؛ جامعه‌ای که به نظر برای تصمیمات و ضعف‌هایش مقصر است و اما باید به ذات و جان دلایلش نگاهی دقیق‌تر کنیم.
بيننده‌ «دوازده مرد خشمگين» مثل شما که این متن را می‌خوانید، شاید از حضور شخصيتي مثل ديويس كه نظری مخالف این هیات خشمگین و پر از تهدید و بی‌حوصلگی دارد، احساس ناامنی می‌‌كند و حتی در لحظات اوج گرفتن مردان این هیات، به خاطر اين‌كه او تلاشش را می‌کند و کوتاه‌ نمی‌آید، او را در ذهنش مسخره ‌كند. با اين حال تماشاگر فيلم، همچون خود شما، خود را در پيروزی‌هايی كه این شخصيت منتقد به دست می‌آورد، سهيم می‌داند و از اين‌كه او توانسته ساير اعضای هيات را در مورد تصمیمات و اشتباهات عجولانه‌شان به شك بياندازد، احساس خوشحالی می‌كند. به همین دلیل است که این مبارزه حتی برای ما که خارج از این مجمع و امکانات و قدرتش هستیم، ارزشش را دارد؛ به دلیل شادی و موفقیت احتمالی شما.
تماشاگر «دوازده مرد خشمگين» تمام كشمكش‌هايی كه فرد روشن‌فکر براي اثبات بی‌گناهی پسرک دارد را، به نظاره می‌نشيند و از اين‌كه ساير اعضا تاكيد بر گناهكار بودن پسر دارند، ذره ذره احساس شرمندگی می‌كند؛ او در تمامی این لحظات خود را عضوی از هيات منصفه می‌داند. این مجمع برای شما و شما عضوی جداناشدنی از آن هستید، تماشا کنید، قضاوت کنید و حرفتان را بزنید. کدام هنرمند و فرد فرهنگی امروز در این استان از وضع امرار معاش و ابراز هنر خود رضایت دارد؟! چند نفر از آن‌ها حرف‌هایشان در گوشه‌ای ثبت و ابراز می‌شود و چقدر از این حرف‌ها، غم دوران و بیماری و بی‌حوصلگی می‌شود؟!
بودجه بسیار پایین بخش فرهنگی کشور نشان می‌دهد که فرهنگ برای دولت مهم نیست. این را نماینده مردم تهران در گوش مطبوعات فریاد زد و اما نمایندگان ما، ساکت. اگر می‌گویند که فرهنگ اصل است، پس چرا بودجه فرهنگی کشور کمتر از نیم درصد بودجه کشور است و با این بودجه آیا توقع داریم که بخش‌های فرهنگی کشور معجزه کنند؟ آیا رضایت از این وضع دارید که سکوت می‌کنید در جلسات و به سوی کمیسیون فرهنگی نمی‌روید؟!
واقعیت این است که دولت در میان هزار سودای در سرش، جایی برای بخش‌های فرهنگی ندارد و در واقع فرهنگ برای دولت مهم نیست که اگر مهم بود و هست، باید اهمیت و دغدغه‌اش را در عمل نشان دهد و با حرف و شعار نمی‌تواند نشان دهد که به مباحث فرهنگی توجه دارد. این را باید مردانی که در مجلس نشسته‌اند، بر سر دولت فریاد کنند، به‌جای جست‌وجو در بخش‌هایی که تقصیر اصلی بر گردن دولتمردان نیست و فایده‌ای در
 فریاد نیست.
اگر فرهنگ و هنر این خاک برای برای این مردان خشمگین مهم است، توجه به مسایل فرهنگی باید فراتر از حرف و شعار آنان باشد و باید در عمل خود هم این را نشان دهند. هر موضوعی، یک پیوست فرهنگی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد و در صورتی که به بخش‌های فرهنگی در حوزه‌های مختلف به درستی توجه شود، ریشه مشکلات آن حوزه‌ها خشک می‌شود. به همین ترتیب اگر قسمت‌های فرهنگی حوزه‌های مختلف مغفول باقی بماند، مشکلات کلان این حوزه‌ها همچنان بر سر جای خود باقی می‌ماند.
این هم از نقدهای تکراری و اما واجب است؛ از تعداد نمایندگانی که جهت عضویت در کمیسیون فرهنگی مجلس ثبت‌نام کرده‌اند، به خوبی می‌توان فهمید که نمایندگان تا چه حد به مسایل فرهنگی کشور اهمیت می‌دهند. یک جست‌وجوی اینترنتی می‌تواند جایگاه این مساله را به خوبی نشان دهد؛ کلیدواژه مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مازندران در کنار کلیدواژه فرهنگ و هنر، برایتان حاصلی جز اطلاعات چندسال گذشته ندارد. گاهی هم آقای «فرهنگی» به‌خاطر نامش دیده می‌شود. در صفحه ویکی‌پدیای کمیسیون فرهنگی جای خالی زیاد است و نام ۶نفر مدت‌هاست خشکیده؛ چرایش را همه می‌دانند و کسی نمی‌گوید اما.
کمیسیون‌هایی چون اقتصادی، انرژی و چند کمیسیون دیگر برای نمایندگان مهم‌تر است و زمانی که فقط به تعداد انگشتان یک دست نفر از نمایندگان در یکی از کمیسیون‌های مجلس ثبت‌نام می‌کنند نشان می‌دهد که آن کمیسیون برای نمایندگان مهم نیست. در حالی که نمایندگان برای عضویت در کمیسیون‌های فرهنگی و برخی دیگر از کمیسیون‌های مجلس تمایلی ندارند، برای عضویت در برخی از کمیسیون‌ها حتی ۶۰ نفر از نمایندگان ثبت‌نام کرده‌اند و بر سر عضویت در این کمیسیون‌ها با یکدیگر دعوا دارند. باید بررسی شود که این نمایندگان با چه هدفی تا این حد اصرار دارند که عضو یک کمیسیون خاص شوند. این نقدها را باید مردی از درون مجلس یا مجمع نمایندگان به مجلسی‌ها به خودشان بگوید و نباید منتظر بمانند که مردم به‌صورت مستقیم یا از دریچه رسانه آن‌ها را نقد کنند. کاش باور کنند که باید خودمان نسبت به اشتباهات خود واقف باشیم تا مساله حل شود، جای این‌که بر سر تلاش دیگران در طرح و حل اشتباهاتمان، فریاد کنیم.
ما کشوری معمول با مشکلات و منشا و منابع معمول نیستیم. سرمایه‌های بزرگی که این خاک در حوزه فرهنگ و هنر دارد، وجه تمایزی بزرگار از منابع نفتی و موقعیت جغرافیایی با دیگر کشورهای جهان است. ممکن است امکانات و تجهیزات فرهنگی و هنری قابل مقایسه با امکانات سرزمین‌های اروپایی نباشد، سخت‌کوشی و مهارت هنرمندان ایرانی اما، موجب درخشش آن‌ها در تمام آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکا شده است. خسرو آوازی که از دستمان رفت هم، قطب و وزنه‌ای از این سرمایه‌ها بود.
در کشوری که برخی از شهرها و استان هایش حتی یک سالن سینما ندارند، بازیگران و کارگردانانی رشد می‌کنند که نماینده ایران در اسکار می‌شوند و تور کنسرت خوانندگانی که هر روز از مافیای موسیقی در کشور داد می‌زنند، با استقبال بسیار فراوان در کشورهای دیگر مواجه می‌شود. در شرایطی که تعداد زیادی از هنرمندان تجسمی ایران هزینه تهیه آتلیه را ندارند، به یک باره آثارشان مارکت‌های خارجی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و هزار دلیل دیگر که بگوید ما نیاز به دغدغه قرهنگی این خشمگین
 مردان داریم.
مردم، فرهنگ‌دوستان و خود هنرمندان برایشان مهم است که بدانند چه کسانی اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس خواهند بود. برای هنرمندان  مهم است که قوانینِ گاهی غلط در عرصه کاری‌شان توسط نمایندگانی متخصص و حاذق تصحیح و یا تعویض شود. پس لطفا برای خاطر یک نفر که نه، برای خاطر همه ما، یک‌بار دیگر به وضع فرهنگ و هنر این کشور بیاندیشید که این خاک به هزار زور و زر، وابسته اندیشه شما نمایندگان مجلس شورای اسلامی شده است.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی