جستجو

«خبرشمال» به بهانه خبر از سر گرفتن فیلمبرداری «پایتخت» می‌نویسد؛ 
 
به کمی خنده هم محتاجیم
 
 
 

/سرویس فرهنگی
اشاره: یک تصویر نیم‌دقیقه‌ای از «سیروس مقدم» در گفت‌وگو با خبرنگار صدا و سیما که می‌گوید در تلاش هستند ادامه «پایتخت۶» را به نوروز برسانند؛ همین کافی‌ست تا همه‌ سایت‌ها و فضای رسانه‌های اجتماعی پر شوند از تصاویر این سریال و انتظار طرفداران سریال. سریالی که در فصل‌های نخستین به دنبال تصویر کشیدن یک زندگی «معمولی» در شمال کشور بود و در ادامه تبدیل شد به یک پلتفرم مناسب برای گفتن همه حرف‌های نگفته و شاید نگفتنی.

سیروس مقدم، کارگردان شناخته‌شده تلویزیون ایران و سازنده سریال پایتخت در مصاحبه‌اش با خبرنگار صدا و سیما گفت: طبق قولی که به مردم داده بودیم، تلاش می‌کنیم که آن قسمت‌های باقیمانده از سریال را آماده کنیم تا پایتخت ۶ به انتها برسد و در نوروز سال آینده روی آنتن برود.
کارگردان پایتخت درباره شروع کار فیلمبرداری سریال گفت: فیلمبرداری را از اوایل بهمن‌ماه امسال آغاز می‌کنیم و تقریبا ادامه همان داستان قبلی با کمی تغییرات ساخته خواهد شد. گردآوری تمام بازیگران قبلی به شدت کار سختی است، ولی چون همه عوامل دوست دارند به قولی که به مردم دادند، وفادار بمانند، خودشان را هماهنگ و تنظیم کردند که مدتی در خدمت این طرح باشند و کار انجام شود.
مجموعه تلویزیونی «پایتخت» یک پتانسیل کم‌نظیر در جریانات فیلم و سریال ساخت کشورمان دارد و آن هم این است که می‌تواند سال‌های سال ساخته و پخش شود و باز هم تماشاچی به دنبال سری جدیدی از آن باشد. کاراکترها با همه تغییرات ناگهان و آشفتگی‌هایشان، لوکیشن‌های مختلف در سریال از ترکیه تا زیر پل‌های زیرگذر در جاده‌های بین‌شهری مازندران و البته داستانی که گاهی خودش را میان جذابیت و طنز موقعیت و کاراکتر گم می‌کند، در ذهن مخاطب ایرانی جا خوش کرده‌اند و پذیرفته شده‌اند. با این حال حواشی بسیاری در جریان تولید این سریال ایجاد شده که تولید آن را دچار مشکل کرده و در این بین باید حرف اهالی «پایتخت» را
هم بشنویم.
در فصل‌های نخست پایتخت که جز بازی‌های حسابی «علیرضا خمسه» در کنار «محسن تنابنده» و اعضای خانواده معمولی‌اش، یک سریال ساخت صدا و سیمای همیشگی بود و نکته‌های اجتماعی و انتقادی امروز این سریال را نداشت، بسیاری از ما اهالی مازندران یا دل خوشی از آن نداشتیم و یا نسبت به آن بی‌تفاوت بودیم. پایتخت اما در سال‌های اخیر به نحوی دغدغه‌های امروزی مردم شمال کشور را که بسیار نزدیک به تمام هموطنان ایرانی‌ست، به تصویر کشیده و این اتفاق بر صفحه تلویزیون ما تا حدودی نادر محسوب می‌شود.
در نزدیکی‌های این مجموعه، جریان‌های زرد و سطحی ریز و درشتی پدیدار شدند که در سرنوشت این پروژه و عواملش بی‌تاثیر نبوده و نخواهد بود. جریان‌های زردی که در همه پدیده‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه ما تأثیر دارند و تأثیر گذاشتن بر ساخت و اهداف یک سریال که به قول اهالی این جریان «خوراک خودشان است».
در بسیاری مواقع این حاشیه‌سازی‌ها ریشه و پایه منطقی ندارد و افراد، چه مخاطبان و چه عوامل سریال درگیر این جوسازی شده و گاهی حتی با آن همراه می‌شوند. قضاوت‌های اشتباه و تصمیمات نابه‌جا هم کم نمی‌بینیم که متأسفانه افراد سوار بر این جریان‌های زرد بعد از اینکه متوجه اشتباه‌شان در قضاوت می‌شوند، معمولاً شهامت عذرخواهی کردن ندارند.
این وضعیت تنها از سوی یک تفکر خاص ایجاد نمی‌شود و مخاطب ایرانی از هر طیف و سلیقه و سبکی می‌تواند یک قاضی بی‌رحم و موجی زردرنگ از حاشیه شود. مثالش همین تازگی‌ها که «شهاب حسینی»، بازیگر موفق و شناخته‌شده در سطح جهانی، متواضع و کم‌حاشیه کشورمان در برنامه «هم‌رفیق» با زمینه‌چینی و اعلام این‌که قصد جسارت به کسی را ندارد و دوستدار و دلتنگ شمالی‌هاست، خاطره‌ای از یک جوان شمالی را با قدرت بازیگری و لحن تعریف کرد. مردمی که شاید در زندگی روزمره‌شان یک قدم برای ایجاد یا تداوم اثری فرهنگی، اجتماعی، هنری و اخلاقی برای این خاک و هموطنانشان برنداشته باشند، به شهاب حسینی که با بازیگری، هنر ایران‌زمین را به صحن جهانی معرفی کرده، شوریدند که چرا ادای یک جوان شمالی را درآوردی!
این حاشیه‌ها اصولا سریع به وجود می‌آیند و سریع‌تر از میان می‌روند، اما مساله این است که کسی از این حمله‌ها ابراز پشیمانی یا عذرخواهی نمی‌کند و کسی درس نمی‌گیرد که چنین رفتاری با یک انسان هنرمند و زحمتکش این جامعه زشت است و تنها زخمی باقی می‌ماند بر بدن هنرمند و هنر کشور. این اتفاق بارها و بارها با عوامل سریال پایتخت افتاده و می‌افتد!
در فضای مجازی و رسانه‌های مختلف اینترنتی و گاهی حتی همکار این سریال‌ها، قضاوت‌ها عجولانه است و اجازه دفاع هم به کسی داده نمی‌شود.
فضای این جامعه نیمه‌مجازی چنان مسموم است این روزها که حتی اگر نویسنده یا صاحب اثری بخواهد به مسایل مذهبی و برخی مبانی اخلاقی اعتقادات خودش بپردازد، مورد حمله قرار می‌گیرد که این موضوعات و ارزش‌ها به او سفارش شده است و اگر کسی قصد نقد داشته باشد، به جرم بی‌اعتقادی طرد می‌شود. این حملات همیشه و هنوز در نهایت باعث می‌شود صبر و طاقت افراد تمام شود و مثل برخی عوامل همین سریال پایتخت از تولید یا ارایه اثر و هنرشان انصراف دهند.
وقتی پس از باخت تیم ملی کشورمان در مقابل آرژانتین، فحاشی‌های بسیاری به «لیونل مسی» شد، او فارسی بلد نبود اما افرادی چون هنرمند فقید، «جمشید مشایخی» از او عذرخواهی کردند. این عذرخواهی‌ها نه برای خود مسی، باید برای تمام کسانی مهم باشد که پیرمردی هنرمند مجبور شده جور حملات بی‌حساب و بی‌وجدان آن‌ها را بکشد.
باید متوجه باشیم، یا شاید باید گفت که باید متوجه شویم که این حملات چقدر آزاردهنده هستند. فضای مجازی گرچه بسیار سطحی عمل می‌کند اما بی‌نهایت قدرتمند است و هرقدر که هنرمند، صاحب، عضوی فعال و سازنده در این جامعه صبوری کند و هیچ نگوید، بالاخره یک‌جایی خسته می‌شود و عطای کار را به لقای آن می‌بخشد.
سریال «پایتخت» یک اثر بسیار موفق و پرطرفدار است که می‌تواند سال‌های سال ادامه داشته باشد؛ یک پلتفرم آماده برای فهم و ارایه ارزش‌هایی که از یادمان رفته‌اند. این پلتفرم اما نیاز به حمایت و حفاظت و البته نظارت همگانی دارد. اگر می‌خواهیم این سریال پرطرفدار در رسانه ملی، یک اثر محبوب نابودشده دیگر نشود، باید در هر موقعیتی صحبت‌های اهالی «پایتخت» را هم بشنویم و یکطرفه به قاضی نرویم.
تولیدکنندگان مجموعه «پایتخت» بارها به ما فهمانده‌اند که انسان‌های صمیمی، هنرمند و از دل این جامعه هستند که تمام تلاش‌شان بر دل این مردم نشستن است. هرچه اگر کم و اگر زیاد، اگر باتجربه و اگر جوان و خام هستند، می‌خواهند که برای ایرانیان اثری باارزش و باکیفیت خلق کنند و همین کافی نیست؟!
بسیاری از دستمزدهای آنان می‌گویند و این یک بحث حاشیه‌ای است. زندگی شخصی و حرف‌های جلسات نقد و بررسی هم یک بجث حاشیه‌ای‌ست. مساله اصلی این است که پایتخت موفق است و به «پایتخت» حمله می‌کنند. این حملات و حواشی که اتفاق می‌افتد، مساله‌ای در جایی دیگر مطرح است که قرار است حواس‌ها را پرت کنند. قرار است نتوانیم با هم تمرین ارزش و
آزادی کنیم.
در کشور ما قیمت همه مایحتاج زندگی هر روز افزایش پیدا می‌کند و فجایع اقتصادی را شاهد هستیم، چطور نباید دستمزد عوامل تولید یک سریال افزایش پیدا کند؟ اگر هم این دستمزدها بی‌منطق افزایش پیدا کرده‌اند، چرا فقط به این مورد حمله می‌شود و به فجایع اقتصادی دیگری که در کشور شاهد هستیم، نمی‌پردازند؟ باید با هر بخشی از هنر و فرهنگ و حتی اجتماع که بر ما اثر مثبت دارد، مهربان‌تر باشیم و خشم‌هایمان را نگه داریم برای آنان که لایقش هستند.
ما بی‌صیرانه منتطریم پایتخت 6، حتی با ضعف‌های قصه‌هایش تا اپیزود آخر، قوی‌تر از همیشه جرف‌های نگفته و مگو را بگوید و بخنداند ما را که به کمی خنده نیازمندیم.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی