جستجو

«خبرشمال» به بهانه دستگیری یکی از اعضای خانه مطبوعات مازندران،
از بار سنگین مسوولیت‌ بزنگاه‌های انتخاباتی می‌نویسد؛
 
بی‌حوصلگی مصلحت‌آمیز!
 
 
 


ماه‌بانو صالح‌نژاد/


اشاره: این‌روزها مدام به من ثابت یا یادآوری می‌شود که چقدر خانه از بنیان‌هایش ویران است و چقدر در هر انتخاب و هر حرکتمان بی هیچ حساب و کتاب پیش رفته‌ایم، بعد نگران آینده می‌شوم که نکند تکراری شوند این انتخابات بی‌حواس و اشتباهمان. خبرهای بد امروز را که واکاوی کنیم، همه‌شان بازمی‌گردند به یک روز خاص و ساعت خاص که ما خیلی معمول و بی‌حوصله با آن روبه‌رو شدیم؛ انتخاباتی که جدی‌اش نگرفتیم، تایید صلاحیتی که مورد تایید ما نبود و سکوت کردیم، حتی جایی که باید می‌نوشتیم اشتباهی را اما به هر دلیل مربوط و نامربوط رویمان را برگرداندیم تا شاهد و مسوول نباشیم. از ماجراهای دزد و پلیسی در مجموعه مدیریت شهری ساری تا دستگیری یکی از اعضای خانه مطبوعات استان مازندران، همه و همه نتایج مستقیمی از بی‌حوصلگی ما در انتخاب‌هایمان است.


چندی می‌گذرد از ماجرای دستگیری یکی از اعضای هیات مدیره خانه مطبوعات که گویا با یکی از شبکه‌های معاند همکاری داشته و به‌عنوان یک عضو کوچک از رسانه و مطبوعات این استان، وظیفه خودم می‌دانم بیاندیشم به این خبر و به این‌که چرا چنین شخصی با چنین پتانسیل منفی تا میز هیات مدیره خانه مطبوعات استان پیش می‌رود و تازه می‌فهمیم که بوده و چه می‌کرده است. اصلا به وقت انتخاب این فرد به‌عنوان یکی از اعضای اصلی این خانه ما کجا بوده‌ایم و ما که حالا به راحتی می‌گوییم معلوم و مشخص بود چه‌کاره است، آن زمان چرا سکوت کردیم و حتی شاید به این‌که چه‌کسی در این خانه هست یا نیست، فکری نکرده‌ایم.
وقت انتخابات خانه مطبوعات که می‌شود، افرادی چون معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، انتخابات را نماد مشارکت هوشمند در تصمیم‌گیری‌های صنفی و استانی دانست و با افتخار اعلام می‌کنند که انتخابات الکترونیک با شفافیت و سهولت و سرعت در انتخابات، مانع هرگونه حاشیه در فرایند انتخاب اعضای هیات مدیره می‌شود و هزار ویژگی مثبت دیگر برای حضور در انتخابات و رای دادن اهالی رسانه شمرده می‌شود.
در این میان اما کسی حواسش نیست که افراد با چه پیشینه و چه احوال و انگیزه‌ای وارد وادی انتخابات شده‌اند و اهداف احتمالی‌شان در آینده چه خواهد بود. حتی اگر هم این موارد بررسی منفعلانه شوند، از نگاهی به شدت عقیدتی یا سلیقه‌ای و غیرحرفه‌ای انجام می‌گیرد که در نهایت با بررسی تفاوتی ندارد یا حتی نتیجه، لیستی از افراد نالایق‌تر از
 پیش می‌شود.
فرایندهای مربوط به برگزاری انتخابات خانه مطبوعات برابر اساس‌نامه‌ خانه‌های مطبوعات و با نظارت نهادهای ذی‌ربط بوده و در انتخاباتی که پشت سر گذاشتیم، با همه حرف‌هایی که پشت پرده زده می‌شد، شرایط نامزدی، احراز صلاحیت نامزدها و مشارکت واجدین شرایط در انتخابات، مورد خاص و یا مخل برگزاری انتخابات گزارش نشده است. یعنی هیچ‌کس به شرایط نام‌نویسی و تعیین صلاحیت آنان که نامشان در لیست نهایی قرار گرفت، اعتراضی نداشته، با این‌که خود من بارها از زبان این و آن، از پیشینه همین شخص نام‌نبرده و اشاره‌شده شنیده‌ام و من هم در این سکوت پرحرف شریکم.
دولت ادعای این دارد که نگاهش و تمایلش به واسپاری امور به صنوف تخصصی است و در نتیجه عوامل دولت، برگزاری انتخابات و فعالیت خانه‌های مطبوعات را یکی از موثرترین راه‌های توسعه فعالیت‌های صنفی و ارتقای مهارت و همگرایی و همکاری  اصحاب رسانه در استان‌ها می‌دانند. در این میان اما کسی مهارت بررسی روند انتخابات و انتخاب درست را به ما نیاموخته و داریم در فرایند آزمون و خطا، ذره ذره و با باختن فرصت‌ها و دوره‌های مختلف می‌فهمیم چه‌ها باید بکنیم یا می‌کردیم.
با نگاهی به اساس‌نامه مصوب خانه‌های مطبوعات می‌بینیم که مسیر اعتراض به صورت قانونی مشخص و روشن است و تشکیل هیاتی در معاونت مطبوعاتی برای رسیدگی به اعتراضات احتمالی و یا تخلفات احتمالی گزارش شده با حضور نمایندگان صنفی و نهادهای ذی‌ربط نشانی از باز بودن مسیر اعتراض و بررسی روند انتخابات است. در چنین شرایطی‌ست که ما باید به خودمان شکایت ببریم که چرا حواس‌مان نبوده یا نیست.
البته که صحبت تنها از ماجرای دستگیری عضو هیات مدیره خانه مطبوعات نیست و همان‌طور که پیشتر اشاره کردم، هربار و در هر موقعیت بازداشت یا بررسی پرونده افراد منتخب‌مان، باید بازگردیم و ببینیم کجای کار ما اشتباه بوده و بی‌حواسی تا کجا بوده است. ما به‌عنوان جامعه مدنی فعال و دانا باید بتوانیم بزنگاه انتخابات را از اولین مراحل نام‌نویسی تا آخرین لحظات و تنفیذ فرد یا افراد جدید، به درستی بشناسیم و بررسی کنیم و شاهد باشیم تا در نهایت ان فرد یا افراد با سوابق پنهان‌کرده و احوال نامناسب و مقاصد ناجورشان شگفت‌زده‌مان نکنند!
وقت انتخابات شورای شهر ساری، با تمام حاشیه‌هایی که به وجود آمد، ذوق‌زده از نتایج انتخابات هم‌زمانش، حاشیه‌ها و باید و شایدها را منتقل کردیم و به فضای بدون کارکرد خاله‌زنکی حرف زدن‌ها و بعدها به پرونده‌های پربار آقایان که روبه‌رو شدیم، دوباره جرات‌مان شد از تردیدها و حرف‌های نزده‌مان بگوییم.
خلاصه همه این واژه‌ها این می‌شود که بیایید بزنگاه انتخابات را با تمام پتانسیل‌ها و ضعف‌هایش در کشور و قانون خود بشناسیم و به درستی از آن برای ساختن آینده استفاده کنیم. حال این انتخابات چه در حوزه استانی و در یک صنف مشخص چون مطبوعات باشد و چه در سطح کشوری و انتخابی عمومی چون ریاست جمهوری. بار چندم است که این جمله را تایپش می‌کنم؟ همه ما مقصریم.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی